گیاهانی که درها را می گشایند

شخص دیگری که به جستجوی اسرار ارتباط با گیاهان پرداخت یک متخصص الکترونیک از ایالت نیوجرسی آمریکا بود. نامش پاول ساوین است و سوابق شغلی زیادی با مؤسسات فضایی و تلگراف و تلفن و غیره داشت. وی همچنین یک محقق پیگیر علوم ماورایی و هیپنوتیزم بود و در این زمینه تسلط کامل داشت.

آقای ساوین بر حسب اتفاق با یکی از برنامه های رادیویی آقای باکستر برخورد کرد. در آخر برنامه رادیویی، مصاحبه کننده شکاک رادیو سعی کرد با طرح این سؤال که: (استفاده عملی از اکتشافات شما چیست؟) باکستر را به بن بست بکشاند. باکستر ابتدا به این موضوع اشاره کرد که در مناطق جنگی و خطرناک درختان را با نوعی سیم کشی به یکدیگر وصل میکنند و به عنوان شبکه هشدار دهنده از آن استفاده می کنند.

اما شما می توانید از توان یک درخت، تنها استفاده کنید و با وصل ابزار مناسب به آن یک قطار اسباب بازی کوچک را بدون هیچ گونه انرژی دیگری به جز تأثیر انسان به جلو و عقب برانید. صحبت باکستر که به ظاهر غیر عملی به نظر می رسید برای آقای ساوین و تخصص فنی وی در الکترونیک کافی بود که او را تکان بدهد و در نتیجه آپارتمان کوچک ساوین خیلی زود به یک آزمایشگاه تبدیل شد. ساوین بعدها اظهار داشت که غالب کشفیات و دستاوردهایش به صورت یک جرقه روحی در ذهن او وارد شده و او عملا به صورت یک (مديوم) عمل کرده است.

او می گوید: جزئیات لازم برای یک اختراع حتی بدون اینکه وی روش آن را بفهمد به ذهن او  می رسد و وقتی به جزئیات بیشتری نیاز داشته باشد آن را از طريق (الهام) دریافت می کند. آقای ساوین می تواند از ژنراتور مولد برق که برای ایجاد رعد و برق در سینما به کار می رود جریان برق ۲۷۰۰۰ ولت را از بدن خود عبور دهد و در این حال یک لامپ بزرگ حلقوی را که با هلیوم پر شده از راه دور فعال کند.

وی می گوید که با مشاهده سایه ای که در سمت راست یا چپ تولید می شود جواب سؤال خود را دریافت می کند. او همچنین سیستمی ایجاد کرده که به کمک آن هر کسی حتی مقاوم ترین افراد را هیپنوتیزم میکند. او شخص را روی یک نشیمن ناپایدار در یک اتاق کاملا تاریک می نشاند و یک رنگین کمان نور را در مقابل او به نوسان در می آورد. شخص کنترل و مقاومت خود را از دست می دهد و هیپنوتیزم می شود.

با داشتن چنین سابقه تجربی وسیعی چندان طول نکشید که ساوین موفق شد یک قطار اسباب بازی را روی خط به سمت جلو و عقب حرکت دهد. حرکت قطار به وسیله فکر و تحریک احساسی او با وساطت گیاه تأمین می شود. او نخست در حضور ۶۰ نفر در شهر مدیسون ایالت نیوجرسی آمریکا حرکت قطار را به نمایش گذاشت. سپس همین نمایش را زیر نور چراغ های استودیوی تلویزیون برای بینندگان نشان داد.

حرکت قطار روی خط، یک کلید برق را که در کنار ریل نصب شده باز و بسته می کند و این کلید که به بدن ساوین وصل است، مثل اینکه به او یک شوک الکتریکی وارد کند و احساسات او را تحریک کند. گیاه که به یک مدار شامل گالوانومتر و یک کلید دیگر وصل است ضمن جهش عقرية گالوانومتر احساسات ساوین را دریافت میکند و کلید دوم را حرکت می دهد و جهت قطار را معکوس می کند.

برای ادامه نمایش کافی است ساوین شوک قبلی را به خاطر بیاورد. آنگاه تحریک حالت او به گیاه منتقل می شود و با حرکت مجدد کلید دوم، جهت حرکت قطار دوباره تغییر می کند. ساوین از مدت ها قبل علاقه مند به امور فراروانی بوده. اخیرا شیفته همراهی روانی گیاه با تفکر و حالت انسان شده.

در آزمایش خود به دنبال روش ساده ای است تا صرف نظر از اینکه عمل گیاه یک عمل عقلانی یا احساسی است به سادگی و با اطمینان مشخص شود که گیاه با استفاده از حالات انسان کلید را به کار می اندازد. سرانجام آقای ساوین چنین نتیجه می گیرد که فارغ از اینکه گیاه دارای شعور است یا خیر، می توان گفت که گیاه دارای یک میدان انرژی شبیه میدان انرژی انسان است و به طریقی می توان تداخل این دو میدان را به کارگرفت.

مسئله این است که بتوان وسیله ای ساخت که حساسیت آن به اندازهای باشد که با اطمینان بتوان از این تداخل میدان بهره برداری کرد. ساوین به عنوان نویسنده فنی شرکت I. T . T روزانه مجلات و مقالات زیادی را مطالعه می کرد. در این میان نوشته هایی از جرج لارنس در مجله خواندنی های الکترونیک نظر او را جلب کرد.

در این مقالات عنوان شده بود که در اتحاد شوروی از گربه های تعلیم دیده برای هدایت نوعی موشک هوا به هوا استفاده شده که طبیعتا منحرف کردن آن به وسیله حرارت یا مغناطیس منفی است و دقیقا به هدف اصابت می کند. و همچنین از قول یک مقام مطلع اظهار شده بود که در نظر است از عکس العمل گیاه آموزش دیده برای منظورهای مشابه استفاده شود.

نویسنده مقاله قبلا استاد هنرهای تجسمی در دانشگاه سان برناندینو در کالیفرنیا و در آن زمان مالی و مدیر یک آزمایشگاه شخصی بود. قطعات و اجزای الکترونیکی ماشینی که لارنس برای ساخت سیستم مورد نظر معرفی کرده بود با آنکه از نظر مصالح چیز عمده ای نداشت، ولی به لحاظ تکنیک ساخت المانها، هزاران دلار ارزش داشت. به علاوه اینکه در بازار یافت نمی شد.

ساوین در یکی از پروژه های دولتی با عنوان بازرس فنی، مقدار زیادی از آنها را به علت اینکه تحمل حرارت مسافرت فضایی را ندارند اوراق کرده بود و در انبار نگهداری می کرد. ساوین با استفاده از این قطعات یک دستگاه پل واتسون ساخت که به جای جریان مستقیم با جریان متناوب کار می کرد و حساسیت آن صد برابر دستگاه مورد استفاده باکستر بود و به خوبی می توانست با مقادیر کوچک میدان انرژی کار کند.

این دستگاه بسیاری از پارازیت های موجود در سیستم آزمایش باکستر را حذف کرد. آقای ساوین به این ترتیب به جای اندازه گیری ولتاژ، تغییر فاز یا اختلاف زمانی بین دو ولتاژ را ثبت می کرد. تغییر مقاومت برگ گیاه مقدار جریان عبوری از آن را تغییر داد و در نتیجه لامپ متصل به مدار، بسته به عکس العمل گیاه کم نور و پر نور می شد و به عبارت دیگر برگ به عنوان کلید متغیر برق عمل میکرد.

آقای ساوین به مدار خود یک اسیلوسکوپ و یک بلندگو اضافه کرد و آن را به طور تمام وقت متصل به گیاه و زیر نظر نگاه داشت. به این ترتیب منحنی نورانی روی شیشه سبز موج نما که به صورت حرف 0 لاتین بود و با تغییر جریان تغییر شکل میداد و صدای ناشی از تغییرات نیز به وسیله بلندگو پخش می شد.

صدای ناشی از عکس العمل گیاه همزمان با صدای ثانیه شمار یک پخش کننده رادیویی محلی روی نوار ضبط می شد و آقای ساوین با کرنومتری که به همراه داشت، حوادث عمده را یادداشت می کرد و بعد با مراجعه به نوارهای تطبیق زمان، می توانست عکس العمل گیاه را در مقابل هر حادثه دلخواه مشاهده کند. ساوین طی سال ها کار برای شرکت I. T . T به طور مخفیانه و با اسم مستعار برای مجلات فنی مقاله می نوشت و برای حفظ ارتباط با آنها روشی ابتکاری اختراع کرده بود.

او با بستن یک فرستنده بسیار کوچک بی سیم به پای خود و قرار دادن یک ضبط صوت متصل به تلفن در خانه می توانست از محل کار خود در I. T . T پیغام مراجعین را بگیرد و به آنها جواب بدهد. از جمله برای ایجاد ارتباط با مراجعین خود، قرار گذاشته بود که جلوی دهنی تلفن دست خود را روی شانه پلاستیکی بکشند تا جریان کوچک و صدایی را که از آن ایجاد می شود به عنوان رمز شروع تلفن به ساوین برسانند.

او برای مخفی نگهداشتن ارتباط با مشتریان خود و جلوگیری از ناراحتی سر پرستانش تظاهر میکرد که دائما با خود حرف می زند و به همین علت همکارانش او را وزوزی صدا می کردند. ساوین تصمیم گرفت از این وسیله برای ارتباط دائمی با گیاهانش استفاده کند. تا آنجا که او دیگر می توانست از محل کارش به منزل تلفن کند و صدای عکس العمل گیاه را که از بلندگو پخش می شد بشنود و پس از تکمیل وسایل، حتی می توانست در هر زمان و از هر فاصله ای، نور، رنگ، حرارت و سیستم ضبط صوت را در آپارتمان کوچک خود کنترل کند.

ساوین ضمن کار با گیاه متوجه شد که طبق نظر قبلی فوگل ارتباط با گیاهانی که قبلا با شخص خو گرفته اند آسانتر و قوی تر است و برای این کار نخست خود را در حالت خلسه قرار می داد و ضمن خیر خواهی برای گیاه با دست برگهای آن را نوازش میکرد یا با آب می شست و آنگاه احساس می کرد که امواج انرژی او ساطع و با امواج گیاه مخلوط شده و ارتباط برقرار می شود.

از طرفی بر اساس کارهای باکستر دریافت که گیاهان نسبت به مرگ سلول زنده عکس العمل شدید نشان می دهند و این عکس العمل نسبت به مرگ سلول زنده انسان بسیار شدیدتر است. ساده ترین روش متأثر کردن گیاه دریافت یک شوک الکتریکی برای انسان است. او روی صندلی کارش به خود چرخشی می داد و سپس الکتریسیته ساکن ایجاد شده را با زدن انگشت به میز فلزی کارش به آن تخلیه می کرد. گیاهان متصل به دستگاه حتی از فاصله چند کیلومتری نسبت به همین تخلیه کوچک الکتریکی عکس العمل جهش گونه نشان می دادند.

او همچنین با یادآوری شوک الکتریکی قبلی توانست از فاصله ۳۰ کیلومتری از کلبه ییلاقی خود، گیاه واقع در آپارتمانش را تحت تأثیر قرار دهد. برنامه بعدی آقای ساوین مأنوس کردن گیاه با خودش بدون توجه به عوامل محیطی بود.

بنابراین وقتی به یک مسافرت چند روزه می رفت به فکر افتاد وسیله ای برای جلب توجه گیاه اختراع کند. با توجه به اینکه گیاه شدید ترین عکس العمل را در مقابل صدمه دیدن یا میدان انرژی او نشان می داد تصمیم گرفت به طریقی از راه دور سلول زنده بدن خود را در حضور گیاه بکشد. قطعة خون وی می توانست مدت محدودی زنده نگاه داشته شود.

کشتن مو مشکل بود ولی نگهداری و کشتن اسپرم عملی تر به نظر می رسید. آزمایش نتیجه بسیار خوبی داد. ساوین متوجه شد که گیاه نسبت به درد و شوک خیلی حساس تر است تا خوشی و لذت. و از طرفی می ترسید که تکرار شوک روی گیاه تأثیر نامطلوب بگذارد. بنابراین با تمرینات تحریک شادیانه، گیاه را وادار به عکس العمل مناسب کرد، اما نتیجه ضعیف تر از آن بود که بتواند کلید را باز و بسته کند. در یکی از تعطیلاتی که با خانمی در کلبه کنار دریاچه خود بود، پس از مراجعت به منزل مشاهده کرد که گیاه در مقابل اوقات خوش او حرکات شدیدتری داشته و پس از تطبيق زمانی متوجه شد که شدت حرکات مربوط به لحظات حساس تحریک جنسی بوده است.

ساوین فکر کرد که می تواند با استفاده از این خاصیت وسیله ای برای خانمهای حسود و شوهرهای هوسباز تهیه کند که قابل عرضه به بازار باشد و برای این منظور گیاه زیبای آپارتمانی بگونیا را در نظر گرفت. برای ساوین شکی باقی نبود که گیاه و توانایی های آن قابل استفاده است، اما اشکال کار در این بود که گیاه ممکن است هر لحظه نسبت به محرک دیگری در اطراف خود من؟ حضور ناگهانی سگ یا گربه و یا شکار یک حشره به وسیله پرنده، حساسیت نشان بدهد و ارتباط با منبع مورد نظر قطع شود. بنابراین وی سه گیاه را در سه اتاق مختلف قرار داد و تنها به یک سیستم وصل کرد. به صورتی که عدم عکس العمل هر یک باعث قطع مدار بشود.

اگرچه این سیستم کامل تر بود و توجه یک گیاه به یک محرک مخصوص را در دستگاه وارد نمی کرد و تنها ارتباط او با هر سه گیاه باعث فعال شدن سیستم می شد، در نتیجه کلیه خطاهای سیستم حذف نشد. آقای ساوین در این موقع نتایج کار خود را بررسی کرد و به نظرش رسید که حاصل کار او چیزی در سطح اهمیت کشف امواج رادیویی به وسیله مارگنی، مخترع معروف ایتالیایی است و می تواند به دنیای علم و تکنولوژی معرفی شود.

برای این کار از طریق رادیو و تلویزیون با اشکالاتی مواجه شد و نتوانست نظر مجلات محافظه کار علم یا علمی آمریکایی را جلب کند و ترجیح داد که با یکی از مجلات فنی که قبلا با آن همکاری داشت وارد مذاکره شود. او در آغاز داستانی ساخت که مناسب مجله مکانیک اتومبیل بود و اعلام کرد که دستگاهی ساخته است که با نیروی فکر انسان و وساطت گیاه قادر است از فاصله دور اتومبیل را روشن کند.

البته این اختراع او دور از ذهن نبود و فقط احتیاج به یک وسیله فوق العاده حساس و قوی داشت که بتواند با کمک یک فرستنده رادیویی  کوچک دکمه استارت را فشار دهد و اگر در حرکت اول ماشین روشن نشد دوباره آن را بفشارد و به محض روشن شدن ماشین، فشار را حذف کند. ساوین وسیله مورد نظر را طراحی کرد با این امید که وقتی دستگاه به کسی تحویل داده شود، او در یک صبح سرد یخبندان از خواب بیدار شود و در حالی که مشغول صرف صبحانه است بتواند اتومبیل خود را روشن و گرم کند.

این دستگاه فقط یک اشکال بامزه داشت و آن اینکه احتیاج به وساطت گیاه نداشت و طبق معمول با یک فرستنده کوچک به کار می افتاد. برای رفع این اشکال مضحک، ساوین دستگاهی طرح کرد که این بار وساطت گیاه را لازم داشت و می توانست با نزدیک شدن یک نفر به گاراژ منزل در را برای ورود ماشین او باز کند. در این طرح حرکت گیاه به خاطر صاحب آن می توانست رضایت مردم را جلب کند.

ساوین برای جلب نظر دانشمندان و کسانی که ممکن بود اعتبار مالی تهیه یک آزمایشگاه مناسب را برای او فراهم کنند، به این فکر افتاد که اعلام کند می تواند با کمک گیاه و ابزار دقیق خود یک هواپیما را با کنترل زمینی پرواز دهد.

او خود یک خلبان دوره دیده بود و علاوه بر سال ها پرواز، ساخت و هدایت انواع هواپیماهای مدل را برای پرواز و عملیات هوایی و فرود آرام با کمک رادیوی زمینی انجام داده بود و می توانست با تغییراتی گیاه را در این سیستم وارد کند. در یک برنامه دیگر ساوین استفاده از گیاه را برای تشخیص ربایندگان هواپیما مد نظر قرار داد. با کمک یک گیاه حساس در محل عبور مسافران به سمت  هواپیما می توان امواج تکان دهنده نایاب را دید و خطر ربوده شدن هواپیما را تا حدی از بین برد.

ارتش آمریکا نسبت به این طرح اظهار علاقه کرد و اعتبار مالی کافی در پایگاه بلفور در ویرجینیا برای آن اختصاص داد. در این پروژه سعی بر این بود که بدون حساس کردن گیاه به یک فرد معین و به طور عام بتوان افراد مضطرب و منقلب را به کمک آن شناسایی کرد. نیروی دریایی آمریکا نیز پروژه مشابهی در دست اجرا دارد.

این پروژه به وسیله آقای الدون بیرد از اعضای انجمن مهندسین برق و الکترونیک و عضو انجمن سایبرنتیک آمریکا به همراهی گروه متخصصین تحلیل و طراحی لابراتوار زرهی در سیلور اسپرینگ ایالت مریلند انجام می شود. این گروه آزمایشات باکستر را با موفقیت تکرار و خواندن فکر انسان به وسیله گیاه را تأیید کرده اند.

تحریک گیاه با آب، اشعه فرابنفش، اشعه مادون قرمز، آتش، تنش های فیزیکی و قطع موضعی، عملی شده. آقای بیرد عقیده دارد که عامل حرکت عقربه گالوانومتر، مقاومت الکتریکی برگ نیست، بلکه (تغيير پتانسیل حیات) از سطح برگ به داخل برگ است. البته کارلسون سوئدی قبلا نشان داده بود که گرچه منشأ انرژی دو قطبی کننده سلول ها روشن نیست، ولی یک دسته سلول می تواند جهت بارهای الکتریکی خود را عوض کند.

بیرد اظهار می دارد که آنچه در این آزمایشات مشاهده می شود تغییر ولتاژ در سلول و آنچه باعث این تغییر می شود هشیاری سلول است. کارهای آقای بیرد و همکارانش اصل همراهی هوشیارانه گیاه نسبت به سایر موجودات را که در حضور او مورد اذیت  و تحریک قرار بگیرند تأیید میکند. او همچنین حالت غش و مرگ گیاه را تأیید می کند.

این حالت حتی در مقابل نور و حرارت نیز ممکن است به سادگی اتفاق بیافتد. در یک برنامه تلویزیونی او عکس العمل گیاه در مقابل تحریکات مختلف و از جمله تصمیم او به سوزاندن برگ را به نمایش گذاشت. وقتی یک جعبه کوچک دارو را که حامل عنکبوت بود در مقابل دوربین تکان داد گیاه پس از حدود یک ثانیه تأمل شروع به عکس العمل کرد و این عکس العمل حدود یک دقیقه ادامه یافت. وی همچنین با کندن برگ گیاه دوم گیاه اول را به عکس العمل شدید واداشت.

آقای بیرد با آنکه درجه فوق لیسانس در مهندسی پزشکی از دانشگاه جرج واشنگتن دارد و به خاطر داشتن دانش و دقت استثنایی به عضویت سازمان جهانی (منزا) پذیرفته شده، هنوز نتوانسته است برای تأثیر پذیری گیاه نسبت به فکر انسان توضيح نهایی ارائه کند. او به طور پراکنده و درهم از میدان نقل زمین، ماوراء الطبیعه، روح و مکانیزم اسرارآمیز بیوپلاسما صحبت میکند.

در گزارشی که در سال ۱۹۷۲ به انجمن سایبرنتیک آمریکا ارائه کرد تعدادی آزمایش را که توسط دانشمندان اتحاد شوروی انجام شده بود تحلیل کرد. دانشمندان شوروی حالت تازه شناخته شده ای از انرژی به نام بیوپلاسما را عامل اصلی این نوع پدیده ها دانسته بودند.

در سال ۱۹۷۳ میلادی آقای بیرد شروع به تهیه وسایل دقیقتر و سبکتری کرد که بتواند با آن برگ گیاه میموسا دیکا (گیاهی حساس که با تماس انگشت برگهای خود را جمع می کند) را تحت آزمایش قرار دهد. او عقیده دارد که با کمک الکترودهای بسیار ظریف می تواند این کار را انجام دهد.

او برای این کار یک دستگاه ثبت نواری ساخت زیمنس تهیه کرد که با سرعت یک متر در ساعت مطالب را روی نوار متحرک کاغذ ثبت و قلم آن به صورت جهش بسیار ظریف مرکب عمل می کند. او همچنین در نظر دارد یک نوع جلبک دریایی را که به طول حدود ۵ سانتی متر ولی تک سلولی است تحت آزمایش قرار دهد. چنانچه این جلبک طبق قانون باکستر عکس العمل نشان بدهد، آزمایش بعدی حذف هسته سلول و تکرار آزمایش است.

اگر آزمایش دوم به عکس العمل گیاه نینجامد آن وقت می توان این فکر را پذیرفت که مواد ژنتیکی موجود در هسته سلول عامل اصلی عکس العمل گیاه است. به تازگی دستگاه دروغ سنج بسیار جدیدی به نام دروغ سنج صوتی به وسیله دکتر آلن بل و همکاران او ساخته شده و یک دستگاه آن همراه با فضای کافی آزمایشگاه در اختیار آقای بیرد گذاشته شده است.

این دستگاه در برنامه تلویزیونی (حقیقت را بگو) آزمایش شده و از قرار، با دقت ۹۴ درصد عمل کرده است. این دستگاه بر این اساس ساخته شده که صدای انسان دارای دو قسمت مجزا یعنی قابل شنیدن و سایر امواج است. وقتی حالت انسان دگرگون و غیر عادی باشد امواج گروه دوم که برای گوش قابل تشخیص نیست از صدای او حذف می شود، ولی دستگاه قادر به تشخیص آن و در نتیجه معرف حالت غیر عادی شخص است.

آقای بیرد استفاده از این دستگاه را نیز به آزمایشات خود با گیاه اضافه کرده است. در ژاپن آقای دکتر کن هاشی موتو که یک مهندس موفق الکترونیک و در عین حال دارای درجه دکترا در فلسفه است دستگاه دروغ سنج مشابهی ساخته. نتایج کار او در زمینه گیاه بسیار درخشان است.

وی که مربی آموزشی کاربرد دروغ سنج به پلیس ژاپن است از طریق دستیابی به مقالات مربوط به کارهای باکستر با این علم آشنا شد. نخست دستگاه پلی گراف را به نوعی کاکتوس خانگی وصل کرد. هدف اولیه او تکمیل کارهای باکستر و فوگل و ساوین بود، به این معنی که می خواست با تکمیل دستگاه ارتباط با گیاه، صحبت لفظی کند. او قبلا موفق شده بود تغییرات صدای متهمین در بازپرسی را روی نوار ثبت کند و به دادگاههای ژاپن بقبولاند.

او در مورد گیاه عکس این روش را در نظر گرفت، یعنی به دنبال آن بود که منحنی پلی گراف ناشی از عکس العمل گیاه را تبدیل به صدا کند. اولین آزمایش او با مینی کاکتوس به نتیجه نرسید. او به کارهای دیگران مشکوک نشد، بلکه اندیشید که ممکن است خود او چیزی برای آزمایش کم داشته باشد.

البته او یک محقق پدیده های روحی برجسته ژاپن است و به تاثیر حالت شخص اعتقاد دارد. خانم هاشی موتو که عاشق گل و گیاه نیز بود به کمک او آمد. به محض اینکه او به گیاه اطمینان داد که بسیار دوستدار او است، ناگهان کاکتوس شروع به عکس العمل کرد و صدایی که در دستگاه ایجاد شد شبیه وزوز سیم های برق فشار قوی بود که با صدای زیر از فاصله نسبتا دور به گوش می رسید، صدا در عین حال دارای زیر و بم و شبیه نوعی مکالمه مطبوع و گرم بود.

یک خانم کالیفرنیایی به نام فرانسیس دوروتی که از کار آقای هاشی موتو بازدید کرده است اظهار می دارد که صحبت کردن خانم هاشی موتو با گیاه شبیه صحبت کامپیوتر به زبان ژاپنی بود و جواب گیاه هم شبیه صحبت کامپیوتر به زبان کاکتوسی.

او می گوید زن و شوهر ژاپنی آن قدر با کاکتوس خودمانی شده بودند که گیاه تا عدد پیست را می شمرد و چهار عمل اصلی را انجام می داد. در مقابل این سؤال که من دو به علاوه در چند می شود گیاه صدایی از خود ایجاد می کرد که روی نوار، چهار موج پیوسته به هم رسم میکرد.

آقای هاشی موتو که فارغ التحصیل دانشگاه توکیو و در حال حاضر سرپرست مرکز تحقیقات الکترونیکی هاشی موتو و در عین حال مدیر عامل و سرپرست تحقیقات صنایع الکترونیک فوجی است تا به حال با کاکتوس حسابگر خود برای مردم سراسر ژاپن نمایشاتی ترتیب داده است.

کتابهای او جزو پرفروش ترین کتابهای سال ژاپن است. یک کتاب او به نام (آشنایی با درک فراسویی) شش بار و کتاب دیگرش به نام (اسرار دنیای چهار بعدی) هشت بار به چاپ رسیده است. او در مقابل این سؤال که توجیه علمی عکس العمل گیاه چیست، گفت: پدیده های بسیاری هستند که با علوم امروز بشری نمی توان ماهیت آنها را درک و بیان کرد. او همچنین گفت که دنیای سه بعدی ما سایه ای از یک دنیای غیر مادی چهار بعدی است.

او عقیده دارد که دنیای چهار بعدی غیر مادی، این جهان حسی سه بعدی را از طریق کنترل ذهن بر ماده اداره می کند. مسئله اساسی او در حال حاضر این است که تکنیک های کنترل ذهن بر ماده، ممکن است مانند سایر اختراعات در راههای غیر انسانی به کار گرفته شود. ساوین نیز که یک کشیش و روحانی برجسته در علوم فراسویی است، با اظهار تنفر و انزجار نسبت به اینکه اختراعات مربوط به توان ذهنی ممکن است در تکنولوژی جنگ به کار گرفته شود،

سیستمی را که خود اختراع کرده و به نام ابزار سیزده) نام گذاری کرده و از قرار معلوم تولید آن به آسانی برای وزارت دفاع در هدایت بدون خطای موشکها آسان است، تا به حال جزو اسرار خود نگاه داشته است.

ساوین می گوید: هدف از این تحقیقات این است که بتوان به انسان پیغام، الهام ژرف عسق و دانش و ادامه حیات را رساند. آقای ویلیام دات می گوید: دین واقعی آگاهی کیهانی است. هیچ چیز نخواهد مرد. چیزی به نام مرگ وجود ندارد. البته تغییر در جهت اصلاح وجود دارد. هم در این حیات و هم پس از آن. وی اعتقاد دارد که همه قوانین فیزیکی و روحی و اینک آگاهی از طریق گیاه، برای گشایش راه ابدیت برای هر روح به سوی خداوند جاوید است.

ساوین می گوید: تفکر و اطاعت انسان امروزی ادامه همان چیزی است که روحانیون معبد اوراکل شهر دلفي باستان داشتند که پیغام اصلی آن حاکمیت خداوند، برادری انسان ها و فناناپذیری روح است.

دستاوردهای علمی جدید نشان می دهد که برقراری ارتباط ذهنی به کنار رفتن محدودیت های ناشی از زمان و مکان خواهد انجامید. چنین اتفاقی با استفاده از طیف های انرژی به غیر از امواج الکترومغناطیسی صورت خواهد گرفت که امکان ارتباط با موجودات ناشناخته را آن سان که برای عارف بزرگ ژاکوب بوهم برقرار بود در دسترس قرار خواهد داد. آنگاه که قادر شویم پیغام های اینچنینی را دریافت کنیم زمانی خواهد بود که دوباره دریچه ارتباط با جهان هستی به روی ما گشوده خواهد شد.  

برای مطالعه ادامه مطالب اینجا کلید کنید…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.