عکس العمل فوری شیمیدانهای وابسته به سم و کود شیمیایی و صنایع غذایی این بود که انجمن تغذیه طبیعی را با اتهاماتی از قبیل حقه بازی و شارلاتانی بی اعتبار کنند و اظهار نظرهایشان را غیر عملی اعلام کنند. سپس بدگوهای مقدماتی صنایع غذایی و شیمیایی با وزارت کشاورزی و وزارت بهداشت و آموزش و رفاه با هم شدند و از طریق اداره کل تغذیه و دارو و حتی انجمن پزشکان شروع به اقدام کردند. استادان دانشکده که به دنبال منابع مالی چرب بودند اداره کل تغذیه و دارو را تأیید کردند.

یک نهضت دسته جمعی به وجود آمد تا به مردم بقبولاند حرف های انجمن تغذیه طبیعی افسانه و بی اساس است. مقامات زیادی در نشریات و حتی کتاب های کاملی منتشر شد تا کوشش های انجمن تغذیه طبیعی را باطل و نزد عامه بی اعتبار کند. وزارت بهداشت و آموزش و رفاه یک جملة درشت به نام (حقایق تغذیه در مقابل استدلال غلط) منتشر کرد و اظهارات آقای نیکولا را افسانه و اوهام خواند.

در برنامه بی اعتبار سازی انجمن تغذیه طبیعی، اداره کل تغذیه و دارو و انجمن پزشکان آمریکا، کنگره ای درباره استدلال غلط آنها تشکیل داد و در مسافرت به سراسر آمریکا سمینارهایی درباره این موضوع برگزار کرد. نیکولا با مشاهده این حرکت اظهار داشت: به نظر می رسد اینها هر زن و مردی را که از غذاهای طبیعی به صورتی حمایت کنند و به منابع صنایع غذایی لطمه وارد سازند دنبال می کنند.

گردانندگان اصلی این نمایش دکتر فرد اسپایر و دکتر جین مایر رئیس دپارتمان تغذیه بخش پزشکی دانشگاه بسیار معتبر هاروارد بودند. دکتر مایر اصرار داشت که برای تهیه غذای کامل و بالانس کافی است انسان به اولین سوپر مارکت برود و از چهار گروه مواد غذایی موجود یعنی سبزی، میوه، لبنیات و سیریل ها و بالاخره گوشت و تخم مرغ خریداری کند.

وزارت بهداشت عمومی نیز به نوبه خود و با حمایت تولید کنندگان صنایع غذایی دست به یک تبلیغ همه جانبه زد و در این راه از حمایت تولید صنایع غذایی و مواد شیمیایی و سمی برخوردار شد. نویسندگان علمی، غذایی، پزشکی و روزنامه ها نیز به آنها پیوستند. با پیام انجمن تغذیه طبیعی مبنی بر سرطان زا بودن د.د.ت با اتهام توهم گویی مقابله شد.

البته ده سال بعد از این واقعه اداره کل تغذیه و دارو مجبور شد د.د.ت را به عنوان یک سم خطرناک معرفی کند، ولی فشار، وجود مقدار معینی از آن را در شیر مجاز دانست.

پژوهشگران اتریشی ماده احیاء کننده بوتیل هیدروکسی تولوئن (BHT) را که در اصل در فیلم رنگی مصرف داشت (تراتوژنیک) یعنی متوقف کننده جوانه تشخیص دادند. این ماده در آمریکا در صنایع عمل آوردن غذاها مورد مصرف پیدا کرد و اداره کل تغذیه و دارو مصرف آن را به عنوان طراوت دهنده و محافظت کننده مجاز دانست.

وقتی روزنامه نگاران برای ملاحظه مدارک پژوهش مراجعه کردند، به آنها گفته شد که مدارک سری است. سرانجام معلوم شد که تنها دو مقاله و آن هم تهیه شده به وسیله تولید کنندگان BHT در بایگانی اداره کل تغذیه و دارو وجود دارد.

در سال ۱۹۶۰ کمیته مشاوران علمی پرزیدنت آیزنهاور، سی و چهارمین رئیس جمهور آمریکا، با شرکت افرادی از آکادمی علوم آمریکا و استادان دانشگاه و نمایندگان بنیاد راکفلر و انستیتوی تحقیقات سرطانی، کمیسیونی برای رسیدگی به امر مواد مصرفی در صنایع غذایی تشکیل داد و در پایان نظریه زیر را ارائه کرد: مردم ایالات متحده در حال حاضر بهتر از همیشه تغذیه می شوند و نسبت به تمام دوران تاریخ از سلامت بالاتری برخوردار هستند.

تلاش مشترک مهندسين، کشاورزان و شیمیدانهای کشور منجر به تولید هرچه انبوه تر و با کیفیت هرچه بهتر شده و سلامت و بهزیستی ملت را تأمین کرده است؟ سیزده سال پس از این تاریخ آقای ادواردز یکی از اعضای اداره کل تغذیه و دارو هنوز با اصرار و مقاومت می گفت: ویتامین غذایی ربطی به خاک مربوطه ندارد.

امراضی مانند خستگی، ضعف اعصاب و بی حالی مربوط به کمبود ویتامین ها و مواد معدنی نیست و بالاخره عقیده داشت که از نظر علمی صحیح نیست بگوییم کیفیت خاک کشور آمریکا باعث کمبود ویتامین ها و مواد معدنی مواد غذایی شده و هیچ رابطه ای بین ترکیب خاک و محتوای ویتامین غذاها وجود ندارد. آقای جو نیکولا با پشت سر گذاشتن این همه ماجرا باز هم می گوید: اگر به راه اصلی بازگردیم هنوز امید نجات هست.

اگر ما آثار سموم را از تمام حلقه های زنجیره تولید غذاها بزداییم و تولید غذایی صحیح و سالم را برای کشور برقرار کنیم می توانیم از ویرانی و غفلتی که سرزمین های شمال آفریقا و خاور نزدیک دچار آن شدند پرهیز کنیم. برای انجام این کار و نجات ملتمان از فاجعه متابولیسم، ما باید از برنامه بهره برداری اقتصادی به برنامه نگهداری منابع طبیعی نقل مکان کنیم.

در دراز مدت کشور باید کشاورزی شیمیایی را کنار بگذارد و به تدریج راه بهسازی خاک با مواد طبیعی را پیش بگیرد. در حال حاضر مواد آلی را می توان منل مواد شیمیایی کیسه شده خرید و قیمت آن نیز گرانتر نیست. منابع خاک فسفاته و پتاسه با محتوی معدنی کافی و سایر ذخایر قبلا تعیین شده و در دسترس است.

یکی از مزایای کودهای به دست آمده از مواد آلی این است که پس از چند سال مصرف، دیگر نیازی به مواد جدید نداریم در حالی که کودهای شیمیایی باید هر ساله تجدید شوند، کودهای آلی هر سال کمتر و کمتر مورد نیاز است. به این ترتیب کشاورزی آلی منجر به درآمد بیشتر ناشی از مخارج سالیانه کمتر می شود.

کشاورزان آلی می گویند: اینکه گفته شود کود آلی کافی برای مزارع بزرگ موجود نیست صحت ندارد. نیکولا می گوید، که برای تأمین کود آلی مزرعه بزرگ خود و کشت صد در صد دچار اشکال نشده و چند دستور ساده را برای کشاورزان توصیه می کند.

فضولات حیوانی و انسانی، دور ریز میوه و سبزی قابل تبدیل به کمپوست و مصرف در زمین کشاورزی است. با تیمی از این مواد در هر مزرعه می توان محصول و در حقیقت تولید مواد غذایی را دو برابر کرد. کشاورزان آلی می گویند: احیای خاک کمک بزرگی به صرفه جویی در آب و در عین حال جلوگیری از سیلاب است. مقاوم بودن محصولات کشت شده در کشاورزی آلی در تابستان کم آب سال ۱۹۹۰ در آمریکا عملا به اثبات رسید.

محصولات زمین های شیمیایی به شدت لطمه دید در حالی که در مورد زمین های آئی این صدمه ناچیز بود. در منطقه گرمی مانند شرق ایالت تگزاس ۱۰۰ پاند خاک در شرایط عادی ۳۰ پاند آب را در خود نگه می دارد، در حالی که ۱۰۰ باند مواد آلی ۱۹۵ باند آب را نگه می دارد، و عملا منل اسفنج کار می کند. خاک حاصلخیز رنگ تیره تری دارد و نرم است و آب باران را در خود نگه می دارد. ایجاد سد بر روی رودخانه هرگز مسئله آب را به طور کامل حل نخواهد کرد.

کشاورزان آلی می گویند: سطح آب زیرزمینی مرتبا پایین و پایین تر خواهد رفت و راه حل فقط در بهسازی خاک زراعی با مواد آلی است. نیکولا می گوید: آب باران را در همانجایی که می بارد باید به دام بیندازیم و نگذاریم خاک کشاورزی را بشوید و با جریان خود به رودخانه و دریا برد. در بارندگی و سیلاب میلیونها تن خاک خوب و حاصلخیز سطح زمین شسته شده و از دسترس کشاورزی خارج می شود.

تنها در آمریکا سالیانه نیم میلیون جریب زمین از این راه به هدر می رود. انسان در کشاورزی عمدتا از حدود بیست سانتی متر عمق خاک که شامل کرم خاکی و باکتری و قارج و موجودات میکروسکوپی است استفاده می کند. همین لایه خاک بزرگترین سرمایه و دارایی انسان است. در طول تاریخ، ملل متمدن غائبا وقتی از بین رفتند که این لایه خاک حاصلخیز را از دست دادند.

در سال های کمبود آتی بالاترین منبع ثروت، مواد غذایی حاصل از خاک حاصلخيز است و به همین دلیل از همین امروز باید آلوده کردن آن را متوقف کنیم. نیکولا نسبت به مصرف بی رویه و تقلیدی مواد شیمیایی در کشورهای جهان سوم اعلام خطر میکند و می گوید: چنین تقلید کورکورانه همه امراض مختلف متابولیک ما را برایشان به ارمغان خواهد برد.

دست اندرکاران مواد شیمیایی هنوز با قدرت تمام مشغول تبلیغ برای فروش بیشتر تولیدات خود هستند. دکتر ریموند ایول پرزیدنت تحقیقات دانشگاه ایالتی نیویورک که یکی از بزرگترین اقتصاددان های شیمیایی است در راستای گسترش همین خط فکری برای اضافه تولید گفته است که اگر مصرف کود شیمیایی در آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین تا سال ۱۹۸۰ به سی میلیون تن در سال نرسد این کشورها با قحطی روبرو خواهند شد.

در مقابل اینها آقای جو نیکولا می گوید: اگر برنامه خود ما در استفاده از خاک بر محور توسعه اقتصادی خشک باقی بماند و همین خط فکری را به مردم کشور خود و مردم دنیا تحمیل کنیم جهان را به طرف یک جنگ غذایی خواهیم برد. جنگی شبیه آنچه قبلا ژاپن را در جستجوی سویا به خاک منچوری کشاند.

نیکولا به عنوان آخرین حرف می گوید: در این جهان تضمین صلح بر حفظ منابع طبیعی است نه استفاده از آن به عنوان یک وسیله اقتصادی.

یا گیاه زنده یا سرزمین مرده

یک گروه شجاع از کشاورزان مستقلی که هنوز زندگیشان به حاصلخیزی خاک وابسته بود متوجه همکاری بسیار نزدیک فروشندگان کودهای شیمیایی با فروشندگان مواد سمی حشره کش و گیاه کش شدند و به فکر افتادند تا دیر نشده و خسارت هنوز جبران پذیر است فکری برای آن بکنند.

هرفورد، نام یک نزاد گاو گوشتی است که در ویلز انگلستان تولید شده و در عین حال نام شهر کوچکی است در ساحل رودخانه پالودورو در ایالت تگزاس که قطعه زمینی کشاورزی به طول ۱۷۰ کیلومتر در دو طرف آن قرار دارد. این منطقه در حدود یک قرن قبل سرزمینی پوشیده از علف های کوتاه بود که هزاران گاو وحشی کوهان دار در آن می چریدند.

این مرتع طبیعی برای هزاران سال با انواع علف های مقوی خودرو پوشیده شده بود. ریشه این علف ها از لایه سطحی خاک که یک ترکیب رس دار بومی است می گذشت و تا اعماق چهار فوتی به قشر خاک می رسید. رشد علوفه به تدریج کلسیم و منیزیم عمق خاک را به سطح می آورد و همین امر باعث تقویت مداوم خاک و تولید انواع علوفه مغذی و مقوی و سرشار از پروتئین برای گاوهای وحشی بود.

خاک از تعادل مناسب طبیعی برخوردار بود و پوسیدگی اضافات علوفه و اختلاط آن با خاک، ترکیب مناسب نباتی را ایجاد می کرد و این موازنه در تابستان های گرم و گاه خشک و زمستان های سخت و سرد، با چرخش فصول سال به خوبی حفظ می شد. حدود نیم قرن قبل انسان با ابزار کشاورزی خود وارد این منطقه شد و به تدریج نزاد گاوهای اهلی جای بوفالوها را گرفت.

به تدریج و طی سالیان متمادی کشاورزان متوجه شدند که شخم عمیق به جای تقویت زمین باعث ضعیف شدن خاک می شود و در نتیجه زمین را فقط تا عمق پانزده تا بیست سانتی متری شخم زدند و همچنین از پمپ آب زیرزمینی برای کشاورزی استفاده می کردند تا در فاصله میان باران های سیل آسا، که در عرض چند دقیقه دشت را به صورت رودخانه ای به عرض چند کیلومتر و عمق چند سانتی متر در می آورد، مزارع را سیراب کنند.

وقتی اولین نسل کودکان خانواده های مهاجر به سن کار و فعالیت رسید اولین آثار ضعف در خاک مشاهده شد. کشاورزان طبق معمول برای تقویت خاک و برداشت محصول بیشتر به ایستگاه های تحقیقات و مشاوران آکادمیک مراجعه و باز هم طبق معمول به توصیه آنان، استفاده از مواد شیمیایی را آغاز کردند.

مواد آئی خاک به سرعت از بین رفت و اثر مشترک مواد شیمیایی و آبیاری پمپ شده از عمق زمین باعث پیدایش کلوخهایی شد که تا ۲۳ کیلو وزن داشت.

برای شکستن کلوخها مجبور شدند تراکتورهای سبک قدیمی را کنار بگذارند و به جای آن از تراکتورهای عظیم با قدرت ۱۳۵ اسب و ابزار سنگین استفاده کنند. بعضی از کشاورزان از وضع جدید و از بین رفتن توان و شکل خاک به وحشت افتادند و تصمیم گرفتند مصرف غير عاقلانه مواد شیمیایی و به موازات آن آبیاری از چاه را متوقف کنند و افراد جدیدی هم با توجه به ارزان شدن زمین های کشاورزی و با ایده های جدید به منطقه وارد شدند.

یکی از این افراد، جوانی به نام فرانک فورد، فارغ التحصیل دانشگاه مکانیک و کشاورزی تگزاس بود که یک هزار و هشتصد جریب زمین صدمه دیده خرید و آماده کار شد. آقای فورد می گوید: در زمین او شیارهایی وجود داشت که یک تراکتور در آن جا می گرفت. ولی طی سالیان دراز با استفاده از کشاورزی آلی به تدریج زمین به حال مناسب در آمد و پس از مسطح کردن، آماده کشت شد.

آقای فورد در کنار کار کشاورزی یک آسیاب برای تهیه پودر سنگ تهیه کرد و بدون هیچ گونه مواد دیگری از پودر سنگ و ماسه انتخاب شده طبیعی برای تصحيح بافت خاک در کنار مواد آلی استفاده کرد. او مصرف کود شیمیایی را به کلی کنار گذاشت و برای مبارزه با حشرات موجود از کفشدوزک مدد گرفت.

همچنین مصرف گیاه کش ها را فراموش کرد و برخلاف سایر کشاورزان که بذر را با مواد شیمیایی می آغشتند تا در مقابل کرم خاک و سیاه شدن مقاوم شود، به این فکر افتاد که بذری را کشت کند که به هنگام افشاندن قابل خوردن باشد.

اشاره به این است که بذر آلوده به سم قابل خوردن نیست برای تأمین کود گیاهی کافی، او کشاورزان نزدیک خود را تشویق به تولید آن کرد و آنان نیز با توجه به موفقیت هایی که در کار او دیده بودند روش کشاورزی او را مناسب یافتند و آن را به کار گرفتند.

خیلی زود انجمن کشاورزان آلی منطقه ایجاد و امکانات تولید مواد غذایی کافی و سالم و در عین حال وسیله بهسازی خاک منطقه غرب ایالت تگزاس فراهم شد. در جمع کشاورزان منطقه، فرد دیگری به نام قليت شر سیمز با مشاهده صدها تن کود گاوی انباشته شده و به ظاهر بی مصرف به فکر افتاد از آن برای کشاورزی آلی استفاده کند.

یکی از این انباشته ها که در نزدیکی زمین کشاورزی او قرار داشت تپه ای به ارتفاع ۱۵۰ متر بود و زمینی به مساحت چهل جریب یعنی به اندازه حدود سی زمین فوتبال را اشغال کرده بود.

برای انباشته کردن مواد جدید روی آن یک مجموعه ابزار و بولدوزر و غیره به ارزش نیم میلیون دلار با نیروی انسانی کافی در حال کار بود. این مجموعه کود با ارزش حیوانی نظیر میلیونها تپه دیگر در سراسر کشور به تدریج تولید قارج می کرد و از بین می رفت و تبدیل به مواد معدنی می شد. طی یک برنامه توصیه شده از طرف مدارس کشاورزی که به نظر آقای سیمز توصیهای انحرافی است، کود حیوانی را در عمق یک متری زیر خاک دفن می کردند. با این کار کود از دسترس حشرات و میکروبها خارج می شود و در نتیجه نمی تواند تخمیر و به مواد مفید تبدیل شود.

از سویی با تولید گاز و شکستن لاية خاک کشاورزی، ارزش زمین نیز برای مدت ها از بین می رود. در توصیه ناصحیح دیگر، کود حیوانی به مقدار زیاد به سطح خاک کشاورزی پمپ می شد. که این بار در نتیجه کود زیاد، رشد گیاه از بین می رفت. بعضی از محققین به فکر تولید مواد ساختمانی از کود بودند و گروهی نیز به این فکر بودند که مجدد از آن غذای دام تهیه کنند.

آقای سیمز بهترین استفاده از کود حیوانی را در تولید کمپوست دید و با کمک دکتر جو نیکولا به مدارک تحقیقات آزمایشگاهی آقای بقای فر دست یافت. او چندین بار برای ملاحظه روش و تکنیک کار به نیویورک رفت و دریافت که تهیه کمپوست چند مرحله دارد. در مرحله اول مواد نشاسته ای و قندی و غیره به وسیله باکتری و قارج و سایر موجودات ارگانیسمی شکسته می شود و در مرحله دوم مواد جدید به وسیله میکروب ها خورده و جذب می شود و برای این مرحله لازم است انواع مناسب جانوران ذره بینی و گیاهان ذره بینی موجود باشد.

برای تکمیل عمل آنها زمان لازم در نظر گرفته شود. خانم سابارت به او گفت که اگر در تهیه کمپوست نکات علمی و فنی رعایت نشود مواد پروتئینی و اسیدهای آمینه اولیه آن شکسته و به مواد شیمیایی تبدیل می شود و به عبارت دیگر با فرار اکسید کربن و ازت و حذف نیترات و آمونیم مواد آلی از دست می رود.

بعضی از کشاورزان به اشتباه تصور میکنند که چون مواد اولیه کمپوست عمدتا آلی بوده، پس خاک گیاهی ایجاد شده فقط مواد آلی دارد. طبیعت و خواص کمپوست به این سادگی نیست.

برای ادامه مطالب اینجا کلید کنید…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.