0

کود سبزی سیب زمینی هندی چیست ؟

فواید کود سبزی سیب زمینی هندی را شرح دهید ؟

سوال پاسخ داده شده
گذاشتن نظر
0

کود سبزی سیب زمینی هندی چیست ؟

در هند ، سیب زمینی همچنان محصول مزدی است که از افزایش دسترسی به آبیاری و مواد شیمیایی مانند کودها و همچنین گسترش مداوم زیرساخت های پس از برداشت مانند جاده ها و تاسیسات سردخانه بهره مند می شود. بیش از 80 درصد محصول سیب زمینی در فصل زمستان در دشتهای هند و گنگ کشت می شود ، سه ایالت اصلی کشور که سیب زمینی تولید می کنند اوتار پرادش ، بنگال غربی و بهار که تقریباً 68 درصد از کل منطقه و 78 درصد از تولید را تشکیل می دهد .

سیب زمینی در سیستم های کشت مبتنی بر سیب زمینی در هند نقش اساسی دارد و بهره وری و سودآوری کل این سیستم ها به آن وابسته است. بنابراین راندمان بالا در مدیریت مواد مغذی محصول سیب زمینی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در مقایسه با سایر محصولات ، سیب زمینی دارای یک سیستم ریشه ای کم عمق است که ظرفیت پرورش آن را در خاک محدود می کند. از طرف دیگر ، جذب عناصر غذایی کود (NPK) توسط سیب زمینی در واحد سطح و زمان به دلیل سرعت سریع رشد زودرس و حجیم شدن غده زیاد است (سینگ و ترهان ، 1997). سیب زمینی در مقایسه با سایر محصولات ، مصرف کننده کمتری از پتاسیم است (Trehan and Claassen، 1998، 2000). محصول سالم سیب زمینی حدود 170-230 کیلوگرم K 2 را از بین می بردهکتار در هکتار نشان دهنده نیاز به K بسیار بالاتر از غلات است. بهره وری از کود برای کود به عنوان یک محصول ریشه ای کم عمق ، بین 50-60 درصد است (بازده جذب). از این رو سیب زمینی به طور متناوب به کاربرد پتاسیم در انواع مختلف خاک و شرایط آب و هوایی که در آن رشد می کند ، پاسخ می دهد. استفاده از K باعث افزایش ارتفاع گیاه ، قدرت محصول و مقاومت در برابر خشکسالی ، سرما و بیماریها می شود. پتاسیم به ویژه در مراحل اولیه رشد ، انبساط برگ را افزایش می دهد و با تأخیر در ریختن برگ نزدیک به بلوغ ، طول سطح برگ را افزایش می دهد. هم سرعت و هم مدت حجیم شدن غده را افزایش می دهد. کاربرد آن تعدادی از آنزیم های دخیل در فتوسنتز ، متابولیسم کربوهیدرات و پروتئین را فعال می کند و در انتقال کربوهیدرات ها از برگ به غده ها کمک می کند.و دیگران ، 2001). بنابراین کاربرد پتاسیم با تشکیل غده هایی با اندازه بزرگتر عملکرد را افزایش می دهد .

در دشت شمال غربی ، پتاسیم نقش فعالی در محافظت از این محصول نسبتاً حساس در برابر آسیب سرما دارد. در تپه های شمال غربی ، در شرایط طولانی روز و دیم ، برنامه K از محصولاتی که در مراحل اولیه رشد از تنش رطوبت رنج می برند جلوگیری می کند.

پاسخ محصول به پتاسیم در مناطق زراعی و آب و هوایی محصولات سیب زمینی در هند
سیب زمینی در طول و عرض کشور در هر مکان که شرایط مساعد باشد ، در حدود 1.2 میلیون هکتار کشت می شود. با این حال ، 80 درصد از سطح زیر سیب زمینی محدود به دشت های هند و گنگتی است که از پنجاب تا بنگال غربی گسترش می یابد. پاسخ سیب زمینی به K اعمال شده بین انواع خاک ، مناطق کشت و هوا و اقسام مختلف متفاوت است.

تعداد زیادی آزمایش در مناطق مختلف آب و هوایی در حال رشد سیب زمینی در هند انجام شده است . فرآوری انواع سیب زمینی Kufri Chipsona 1 و Kufri Chipsona 3 و مانند آن ، که به طور خاص برای تولید غده های بزرگ درجه فرآوری رشد کرده اند ، به میزان بالایی از لقاح K نیاز دارند – تا 33 تا 50 درصد بیشتر از حد معمول

خاکهای آبرفتی در حال رشد سیب زمینی در دشتهای هندو-گنگه بیشتر بافتی درشت ، کربن آلی کم و pH خنثی به قلیایی دارند. در دشت های شمال غربی ، متوسط ​​نیاز مطلوب 120 کیلوگرم K 2 O / هکتار با پاسخ احتمالی 5700 کیلوگرم در هکتار است  مقادیر مربوطه برای دشت گنگتی غربی و مرکزی 120 کیلوگرم K 2 O / هکتار با احتمال پاسخ 3400 کیلوگرم در هکتار است. بالاترین نیاز برای K 160 کیلوگرم K 2 O / هکتار با احتمال پاسخ 6700 کیلوگرم در هکتار در دشت های شرقی گنگ یافت می شود. در مناطق فلاتی ، سیب زمینی در خاکهای پنبه سیاه و قرمز بیشتر به عنوان یک محصول دیم کشت می شود. نیاز بهینه متوسط برای این خاک است 110 کیلوگرم K 2 O / هکتار با پاسخ به احتمال زیاد از 3600 کیلوگرم / هکتارخاک های تپه ای اسیدی در حال رشد سیب زمینی با کربن آلی بالا و pH پایین مشخص می شود. در تپه های شمال غربی متوسط ​​نیاز مطلوب 100 کیلوگرم K 2 O / هکتار با احتمال پاسخ 6400 کیلوگرم در هکتار است . مقادیر متناظر برای تپه های شمال شرقی 130 کیلوگرم K 2 O / هکتار با همان پاسخ احتمالی است. در تپه های Nilgiri میزان مطلوب کاربرد 110 کیلوگرم K 2 O / هکتار با احتمال پاسخ 3800 کیلوگرم در هکتار است.

میانگین پاسخ به میزان مطلوب کود K 5،100 کیلوگرم در هکتار یا 42 کیلوگرم محصول برای هر کیلوگرم K 2 O استفاده شده بود

جنبه های فیزیولوژیکی تغذیه K در محصول سیب زمینی
K نیاز به سیب زمینی
نیاز پتاسیم محصول با توجه به منطقه آب و هوایی ، تنوع ، توالی محصول گرفته شده و نوع خاک متفاوت است. خاک هند به طور کلی در کل K زیاد است اما فقط بخش کوچکی از آن به شکل موجود است که مربوط به تعادل پویا بین K ثابت ، غیر قابل تعویض و قابل تبادل است. در شرایط شدت محصول بالا و سرعت بالای حذف K ، خاک ها به مرور دچار کمبود K می شود. یک محصول سالم سیب زمینی حذف به طور متوسط 4.60 کیلوگرم K 2 O در هر تن از عملکرد غده مربوط به حدود 170-230 کیلوگرم K 2هکتار در هکتار بسته به نوع ، مدت محصول و منطقه آب و هوایی است. حداکثر تجمع K بین 30 تا 60 روز کاشت در دشت ها و بین 65 تا 85 روز در تپه ها اتفاق می افتد (Grewal and Trehan، 1993). بنابراین ، در مراحل اولیه رشد محصول سیب زمینی که به سرعت رشد می کند ، به یک منبع آماده K از خاک نیاز است. بیشتر خاکهای سیب زمینی با بافت سبک از نظر باروری ضعیف هستند و قادر به تأمین نیازهای محصول در حال رشد نیستند (Grewal و همکاران ، 1991) بنابراین رشد محصول عقب مانده است. بنابراین تأمین اضافی K از طریق کودها و کودها ضروری است.

علائم کمبود پتاسیم کمبود
پتاسیم به طور معمول با شروع شروع غده همزمان است. کمبود K خفیف با ظهور برگهای سبز متمایل به آبی مایل به زرد و میانگره های کوتاه شده شروع می شود. برگهای انتهایی با افزایش شدت کمبود K ، برنز همراه با لکه های نکروزه را نشان می دهد . در صورت کمبود حاد ، ممکن است حاشیه برگ خشک شود و مرگ زودرس گیاه اغلب اتفاق می افتد.

محدودیت های کمبود در خاک و گیاهان
آبرفتی با کمتر از 105 میلی گرم در کیلوگرم کیلوگرم (NH 4 OAC-K) به عنوان کمبود طبقه بندی شده اند برای سیب زمینی (Singh and Grewal، 1985). در آزمایش روی سه خاک آبرفتی پاتنا ، میانگین پاسخ به چهار سطح کاربرد K (60120 ، 180 و 240 کیلوگرم K 2 O / ha) 9100 ، 4300 و 600 کیلوگرم در هکتار مربوط به مقادیر آزمون خاک استات آمونیوم K قابل استخراج بود از 55 ، 131 و 177 میلی گرم در کیلوگرم ، به ترتیب نشان می دهد که هرچه K موجود در خاک کمتر باشد ، پاسخ به K اعمال شده بیشتر است. به همین ترتیب ، برای خاکهای تپه ای اسیدی پاسخهای K به مقدار اعمال شده 6400 ، 3900 و 1800 کیلوگرم در هکتار بود که ارزش آزمایش خاک استات آمونیوم K قابل استخراج به ترتیب 140 ، 182 و 212 میلی گرم در کیلوگرم بود (Grewalو دیگران ، 1991). آزمایشات گیاهی اندازه گیری غلظت K در بافتها نشان دهنده تأمین از محیط خاک است. با این حال ، این غلظت در طی دوره رشد به عنوان یک نتیجه از چندین عامل که استفاده و قابلیت اطمینان این تعیین را به عنوان وسیله ای برای تشخیص کمبودها در شرایط مزرعه محدود می کند ، به سرعت تغییر می کند. در خاکهای آبرفتی ، غلظت K جزوه از 62/3 درصد یا کمتر در 50 روز پس از کاشت به عنوان کمبود طبقه بندی شده در حالیکه غلظتهای مختلف از 3/8 تا 5/0 درصد به اندازه کافی در نظر گرفته شده است (Singh، 1987a، b). غلظت K با سن محصول و حتی بین ارقام بسیار متغیر است (Trehan and Grewal، 1994).

پاسخ سیب زمینی به K به عنوان تحت تأثیر انواع
پاسخ سیب زمینی به K بطور قابل توجهی تحت تأثیر واریته رشد یافته قرار می گیرد (ترهان و شارما ، 2002 ، ترهان و شارما ، 2003 ، ترهان و شارما ، 2005 ، ترهان ، 2007). پاسخ کم در برخی از ارقام به K به توانایی آنها در استفاده از K بیشتر از منبع خاک نسبت داده می شود. پاسخ گونه ای به K اعمال شده اغلب مربوط به پتانسیل عملکرد آن و تعداد غده هایی با اندازه بزرگ است که می تواند تولید کند. به طور کلی ، انواع سریع سیب زمینی حجیم کننده که غده هایی با اندازه بزرگ تولید می کنند ، بیشتر از K با غده هایی با اندازه کوچک ، به K واکنش نشان می دهند ، زیرا کاربرد K برای افزایش اندازه غده شناخته شده است (Trehan and Grewal، 1990) Kufri Jyoti بیشتر از Kufri Chandramukhi در دشتهای بنگال غربی به K پاسخ می داد (Dasmahapatra و همکاران).، 1984). نتایج آزمایش میدانی انجام شده در ایستگاه تحقیقات سیب زمینی مرکزی ، جلندهر ، پنجاب تنوع گسترده ای در کارایی پتاسیم ارقام مختلف سیب زمینی نشان داد (Trehan، 2007) cv Kufri Pukhraj کارآمدترین K بود و پس از Kufri Sutlej ، Kufri Badshah ، Kufri Bahar ، Kufri Sindhuri ، Kufri Ashoka ، Kufri Jawahar ، Kufri Jyoti ، Kufri Lalima و Kufri Chandramukhi بر اساس عملکرد غده بدون کاربرد پتاسیم  و با پتاسیم کود مورد نیاز برای تولید حداکثر عملکرد ثابت قابل دستیابی. ارقام کارآمد پتاسیم با کود K به کار رفته کمتر نسبت به ارقام کم بازده عملکرد غده بالاتری داشتند. کارآمدترین رقم K Kufri Pukhraj عملکرد 36400 کیلوگرم در هکتار بدون K را تولید کرد در حالی که Kufri Badshah و Kufri Sutlej به 80 کیلوگرم K 2 نیاز داشتنددر هکتار برای تولید بازده 36100 و 37000 کیلوگرم در هکتار ، به ترتیب در همان مزرعه.

بنابراین می توان نتیجه گرفت که گونه ها در پاسخ به کاربرد K نسبت به نیاز K متفاوت عمل می کنند به طوری که انتخاب میزان کاربرد K باید علاوه بر مقدار آزمایش خاک بر اساس رقم نیز باشد.

تأثیر K بر کیفیت غده
علاوه بر تأثیر آن بر اندازه غده ، کاربرد K تأثیر قابل توجهی در ترکیب مواد مغذی غده ها و پارامترهای کیفیت غده دارد. محتوای ماده خشک ، قند ، ویتامین C. کاربرد K تأثیر مستقیم بر کیفیت غده دارد. این مقدار کل و کاهش قند را افزایش می دهد اما محتوای ماده خشک غده را کاهش می دهد ، این کاهش به جای سولفات پتاسیم (SOP) با کلرید پتاسیم (MOP) همراه است. تأثیر منفی MOP در ماده خشک عمدتا به دلیل یون کلرید همراه در MOP است. با این حال ، کاهش ماده خشک در خاکهای آبرفتی معنی دار نبود. کاربرد SOP غده هایی را در ماده خشک ، نشاسته و ویتامین C بالاتر تولید می کند. کیفیت تراشه غده های سیب زمینی نیز تحت تأثیر منبع K قرار دارد.و دیگران 1982) لقاح پتاسیم باعث ایجاد ظاهر براق در سطح غده ها می شود. کاربرد پتاسیم نقش مهمی در افزایش کیفیت غده در ذخیره سازی دارد.

کوددهی محصول سیب زمینی در هند
ارزیابی تطبیقی ​​منابع K
چندین کود پتاسیم روی محصول سیب زمینی آزمایش شده است اما از این تعداد کلرید پتاسیم (60٪ K 2 O) و سولفات پتاسیم (50٪ K 2 O) بیشترین اشکال متداول تأمین پتاس غیر آلی ، در مناطق مختلف آب و هوایی به طور عمیق مورد مطالعه قرار گرفته است. اگرچه SOP از نظر تأثیر مفید آن بر کیفیت غده ، ماده خشک ، اسید اسکوربیک و محتوای شکر بهترین نتیجه را یافته است ، اما گران بودن آن باعث شده است که در کشت سیب زمینی کاربرد چندانی نداشته باشد (شارما و همکاران).، 1976). با این حال ، در خاک های کمبود گوگرد ، به دلیل گوگرد موجود ، می تواند موثرتر باشد. تا کنون بیشترین نمک مورد استفاده MOP است که 97 درصد مصرف کود پتاسیم در محصول سیب زمینی را تشکیل می دهد. کود دیگر پتاسیم ، یعنی پتاسیم شونیت ، یک منبع بومی ، نمک مضاعف سولفات پتاسیم و منیزیم ، همچنین برای سیب زمینی در خاک های اسیدی و آبرفتی نیز به همان اندازه مفید است (شارما و همکاران ، 1998).

منابع آلی
کاربرد کود حیاطی می تواند نیازهای K سیب زمینی را تأمین کند ، البته این میزان بستگی به مقدار FYM اعمال شده دارد. مطالعات در مورد خاکهای اسیدی شیملا و خاکهای آبرفتی جالندهر نشان داده است که استفاده از 30 تن در هکتار ماده FYM علاوه بر حفظ عملکرد بالاتر از K از غیر معدنی ، نه تنها می تواند نیاز کل K سیب زمینی بلکه یک محصول گندم موفق را نیز برآورده کند. کودها (Grewal و Sharma ، 1980 ،). مطالعات بعدی نشان می دهد که با 15 تن در هکتار ، FYM همراه با 50 درصد میزان استفاده از K به اندازه 100 درصد K غیر معدنی K موثر است (Grewal and Trehan، 1988). استفاده ترکیبی از FYM و K به طور کلی موثرتر از استفاده جداگانه آنها است. مطالعات بعدی همچنین نشان داد که کارایی بالاتر استفاده از K و 25 درصد صرفه جویی در میزان استفاده از K با مقدار حتی کمتر FYM یعنی در زمان کاشت 5 تن در هکتار بهمراه کودهای K در شیارها استفاده شد (Grewal and Sud، 1990). کود سبز باdhaincha و sunnhemp در خاکهای آبرفتی نیز در جایگزینی نیاز به محصول K و از این رو میزان کاربرد K برای سیب زمینی مفید است (شارما و شارما ، 1990).

زمان و روش کاربرد K
به دلیل سیستم ریشه پراکنده محصول سیب زمینی ، قرارگیری مناسب کود تأثیر زیادی در استفاده از K توسط ریشه های سیب زمینی و متعاقباً در اثربخشی ریشه ها بر کارایی مصرف کود دارد. در مواردی که محصول تحت شرایط دیم گرفته می شود ، تنش رطوبت در مراحل اولیه رشد یا باران های اضافی پس از کاشت تأثیر مستقیم بر استفاده از عناصر غذایی دارد. این به ویژه برای K ، یک ماده مغذی بسیار متحرک مستعد شسته شدن به افق های پایین در خاک های سبک و یا شسته شدن توسط سطح خالی از خاک تپه صادق است. چندین روش برای افزایش کارایی کودهای K توسط محصول سیب زمینی کاملاً مثر شناخته شده است. کاربرد K در زمان کاشت در شیارها بهتر از کاربرد آن در بالای یا زیر غده های بذر یا پخش در خاک های تپه ای است (سود و گروال ، 1992).

مشخص شده است که محلول پاشی K از طریق محلول 2 درصد KCl در سیب زمینی در 50 یا 70 روز پس از کاشت در کفری بادشاه در دشت های شمالی بسیار موثر است و به کاهش میزان K 40 کیلوگرم K 2 کمک می کند. در هکتار اما جایگزین کاربرد خاک نمی شود (ترهان و شارما ، 1998). محلول پاشی بیش از کاربرد خاک در بنگال غربی مفید نبود (Dasmahapatra و همکاران ، 1984). بنابراین در موارد کمبود شدید K که در محصول ایستاده قابل مشاهده است و فقط با فواید محدود می توان به محلول پاشی متوسل شد. برای جلوگیری از سوزاندن شاخ و برگ گیاهان به دلیل سمیت نمک و کلرید ، محلول پاشی باید به ساعات صبح و عصر محدود شود.

اثر کاربرد مداوم K در
وهله اول ، هیچ اثر مخربی از کاربرد مداوم K گزارش نشده است. واکنش برگشت پذیر بین کسر K موجود ، قابل تبادل و ثابت در خاک به حفظ سطح K موجود در خاک نسبت داده می شود. در مرحله دوم ، تجمع K در خاک ممنوع است زیرا جذب K از خاک اغلب بیش از حد اعمال شده است بنابراین منجر به تعادل منفی K در خاک سیستم های کشت مبتنی بر سیب زمینی می شود.

اثرات باقیمانده کودهای K
در بین منابع غیر آلی و آلی K ، مشخص شده است که اثر باقیمانده FYM بیشتر از کود K است (شارما ، 1998). تجزیه و تحلیل خاک همچنین برتری کودهای آلی مانند FYM نسبت به کودهای K را در بهبود محتوای K موجود در خاک نشان می دهد. مشخص شده است که بقایای گندم و کاه شالی در افزایش دسترسی K به محصول در خاک های تپه ای اسیدی از FYM برتر است. این گزارش همچنین توسط مطالعات ردیاب یابی با استفاده از 86 Rb توسط سود و شارما (2002) و سود (2005) پشتیبانی شده است.

مطالعات طولانی مدت بر روی خاکهای آبرفتی دشتهای هندو-گنگتی و در خاکهای تپه ای اثر باقی مانده K هر دو از منابع غیر آلی یا آلی بر محصولات مانند ذرت ، گندم برنج شلتوک ، ماش ، جوت و غیره را نشان داده است. این را می توان به این واقعیت نسبت داد که غلات و حبوبات استخراج موثرتری از K از باقی مانده های باقی مانده از K اعمال شده به سیب زمینی هستند. از طرف دیگر ، اثر باقیمانده K به غلات اعمال می شود ، زیرا برای محصول سیب زمینی به دلیل سیستم ریشه پراکنی که دارد نشان می دهد که برای دستیابی به عملکرد مطلوب ، استفاده مستقیم K به سیب زمینی لازم است ، برای محصول سیب زمینی کافی نیست. اثر باقیمانده K در خاکهای تپه ای اسیدی بیشتر از خاکهای آبرفتی جلگه است.

فعل و انفعالات مغذی تعامل
مغذی یکی از ویژگیهای مشترک در محصولات کشاورزی است زیرا آنها نقشی اساسی در اصلاح نیازهای مغذی بسیاری از محصولات از جمله سیب زمینی دارند. مطالعات نشان می دهد که K دارای تعامل قابل توجهی با N است که نشان می دهد میزان استفاده از N و K به یکدیگر وابسته هستند. مطالعات انجام شده بر روی خاکهای آبرفتی دشتهای هندو-گنگتی نشان می دهد که استفاده از N باعث کمبود K در گیاه می شود در نتیجه یک برنامه متعادل K را ضروری می کند. مطالعات انجام شده توسط چادا و همکاران(2006) در خاک های کویری سرد دره Lahaul Valley و Sharma and Sood (2002) در تپه های Shimla اثر متقابل معنی داری بین N و K. نشان داد. به گفته این محققان ، استفاده از N باعث کمبود K در گیاه می شود و در نتیجه یک K متعادل لازم است. کاربرد. از طرف دیگر استفاده از K به افزایش استفاده از N در سالهای خشکسالی کمک می کند. سینگ و راگاو (2000) تعامل قابل توجه بین N و K را در کمربند تارای اوتراخند به استفاده بهتر از N در حضور K نسبت دادند که با افزایش ارتفاع گیاه منعکس می شود. همچنین گزارشاتی حاکی از آن است که مقادیر زیاد کاربرد K غلظت کلسیم را در دمبرگ و برگهای برگ سیب زمینی کاهش می دهد.

لقاح نگهدارنده پتاسیم
استفاده از P و K فقط در محصول سیب زمینی در سیستمهای کشت سیب زمینی در دهه هشتاد توصیه شد (Grewal and Sharma، 1981؛ Sharma et al. ، 1983) زیرا حبوبات و سایر محصولات موفق به پاسخ مستقیم نبودند استفاده از کودهای P و K باقیمانده های K به سیب زمینی به طور کامل یا جزئی مورد نیاز محصولات بعدی برآورده می شود (پراساد و همکاران ، 1981 ؛ ماندال و همکاران ، 1981).

با این حال ، آزمایش های طولانی مدت نشان داده است که در سیستم های کشت فشرده (دو تا سه محصول در سال) حذف K از خاک بسیار بیشتر از K استعمال شده است ، و در نتیجه تعادل منفی شدید K در خاک به ضرر محصول است. بازده (شارما و سینگ ، 1989 ؛ سینگ و همکاران ، 1997 ، 2001 ؛ سینگ و همکاران ، 2000 ؛ روی و همکاران ، 2000). سیستم کشت برنج ، سیب زمینی و گندم بیشترین لطمه را از این تراز منفی برد . نشان داده شد که تعادل منفی K در خاک تا حد زیادی مسئول کاهش عملکرد محصولات است و باعث شده است که سیستم های کشت مبتنی بر سیب زمینی در طولانی مدت پایدار نباشد (سینگ و همکاران ، 2001).

پتاسیم و تحمل محصول سیب زمینی به تنش
تحمل یخ زدگی
فراست در دسامبر-ژانویه در دشت های شمالی ، یعنی پنجاب و غرب اوتار پرادش ظاهر می شود. این مصادف با زمانی است که محصول در مرحله انبوه سازی فعال است و تأثیر آن در از دست دادن عملکرد تا 40 درصد است. مشاهدات مربوط به صدمات ناشی از سرما به گیاه سیب زمینی نشان می دهد که تعامل شدیدی بین صدمات ناشی از سرما و تغذیه K در خاک های کمبود K وجود دارد (Grewal و Singh ، 1980). محصولات سیب زمینی که روی خاکهایی که دارای مقدار کافی K هستند تأسیس می شود در برابر صدمات ناشی از سرما محافظت می شوند. به طور مشابه ، محتوای برگ K با شاخص خسارت یخبندان رابطه معکوس دارد. غلظت زیاد K در برگ باعث کاهش نقطه انجماد شیره سلول می شود و از این طریق گیاه را از یخ زدگی محافظت می کند. کاهش شدت خسارت یخ زدگی همراه با افزایش میزان K کاربرد در خاکهای آبرفتی نیز در غرب اوتار پرادش گزارش شده است. پاسخ سیب زمینی به کاربرد K با آسیب یخبندان ارتباط مثبت دارد. انواع سیب زمینی نیز از نظر حساسیت به آسیب سرما متفاوت است. انواع سیب زمینی مانند Kufri Chandramukhi و Gulmarg Special بسیار حساس هستند در حالی که Kufri Sindhuri از مقاومت بیشتری برخوردار است. به طور کلی ، واریته هایی که بیشتر در معرض آسیب سرمازدگی هستند ، بسیار به K واکنش نشان می دهند.

تنش رطوبت
پتاسیم در حفظ اقتصاد آب گیاهان کمک زیادی می کند. این امر به ویژه در مورد محصول دیم در تپه هایی که تنش رطوبت اغلب در زمان ظهور گیاه و در مرحله شروع غده اتفاق می افتد ، صادق است. کاربرد پتاسیم ، اگرچه در مورد نیاز آب محصول سیب زمینی مقرون به صرفه نیست ، اما بازده مصرف آب را از نظر عملکرد غده در میلی متر آب افزایش می دهد.

مقاومت
در برابر بیماری علاوه بر این ، K کافی همچنین مقاومت در برابر بیماری اواخر بیماری ، ویژگی مشترک در تپه ها را ایجاد می کند (شارما و همکاران ، 1999). علاوه بر این استفاده از K همچنین باعث کاهش وقوع سیاه پوست در سیب زمینی می شود. رابطه معکوسی بین K موجود در خاک و شدت بیماری در سیب زمینی مشاهده شده است.

نتیجه گیری
در هند ، محصول سیب زمینی از نظر بهبود عملکرد غده ، ظاهر غده ، و پردازش و کیفیت مواد مغذی ، به برنامه پتاسیم پاسخ می دهد. با نرخ بالاتر عرضه ، کیفیت نگهداری غده ها در فروشگاه های کشور را نیز بهبود می بخشد. استفاده مستقیم از پتاسیم به سیب زمینی برای حداکثر سود ضروری است. کاربرد پایه حالت ترجیحی کوددهی است ، اما استفاده از تقسیم ممکن است در خاکهای سبک بافت مفید باشد. لقاح با پتاسیم بسیار مقرون به صرفه است. با توجه به میانگین پاسخ به میزان مناسب کود K به میزان 5،100 کیلوگرم در هکتار یا 42 کیلوگرم سیب زمینی برای هر کیلوگرم پتاس (K 2 O) اعمال شده ، یک کشاورز می تواند بازدهی Rs بدست آورد. 14 برای هر روپیه خرج شده در پتاس (با فرض هزینه پتاس) (K2 O) به عنوان Rs. 9 کیلوگرم و قیمت یک کیلوگرم سیب زمینی به عنوان روپیه. 3) در سیستم های کشت مبتنی بر سیب زمینی فشرده ، همه محصولات موجود در سیستم به کودهای پتاسیم به ویژه در خاکهای آبرفتی و تپه ای نیاز دارند. این برای حفظ خاک K برای پایداری و بهره وری طولانی مدت سیستم های زراعی ضروری است.

منبع : www.ipipotash.org

کود مناسب رشد و عناصر ریز مغذی ( میکرو ) سیب زمینی هندی:
مشخصات کود های میکرو
یکی از صدها خدمات مجموعه ی بزرگ پارادایس تهیه و بسته بندی بهترین نوع کودهای میکرو می باشد ، که تهیه نمودن آن برای شما دوستان عزیز به علت سنگین بودن وزن بسته های آن (25 کیلوگرم ) هزینه بر و گاهی اوقات غیرممکن است .
میکرو المنت ها یا عناصر یا عناصر کم مصرف ( ریز مغذی ها ) مانند :
آهن ، روی ، منگنز ، مس ، بور ، مولیبدن و کلر گیاهان مختلف برحسب نیاز و با توجه به نتایج آزمایشات خاک و برگ به کود های فوق نیازمند خواهند بود . ادامه مطالب کلیک کنید .
جایگاه میکروالمنت در تولیدات کشاورزی :
با وجود این که گیاهان به شکل واضحی به کود های ماکروالمنت ها نیازمندند ، اما کودهای میکروالمنت یا ریز مغذی ها علی رغم نیاز کم گیاهان جایگاه ویژه ای در تولیدات کشاورزی دارند لذا از آنها به عناصر خرد با تاثیرات مکان یاد میشود.

کود مناسب رشد و عناصر درشت مغذیماکرو) سیب زمینی هندی :
مشخصات کود های ماکرو
در این قسمت از بانک اطلاعاتی مجموعه ی پارادایس نظر شما را به توضیحاتی هر چند مختصر توسط متخصصان این مجموعه در رشته ی کشاورزی و کود شناسی در رابطه با کود های ماکرو بستته بندی شده توسط این مجموعه جلب می نماییم .
معرفی عناصر کود ماکرو :
کودهای ماکرو موضوع بحث ما را تشکیل می دهند این کودها از مجموع سه عنصر : ازت ، فسفر و پتاسیم به نسبت های مختلف و متناسب با زمانبندی رشد و باروری گیاه تشکیل میشود .

حال برای درک هرچه بیشتر تاثیر این کودها نظر شما را به تاثیر هر یک از این عناصر به تنهایی بر روی گیاهان و درختان جلب می نماییم : جهت مطالعه ادامه مطالب کلیک کنید .

کود مناسب تقویت محصول و گلدهیپتاس بالا ) سیب زمینی هندی :

تغذیه گیاهان شامل چندین مرحله می باشد، مرحله رویشی ، نمو و گلدهی، گیاهان برای رشد به ازت برای ریشه دهی و شروع سوخت و ساز و پتاسیم مسئول خیلی از وقایع فیزیولوژیک گیاه می باشد. گیاهی که وارد فاز گلدهی نمی شود، به خاطر رشد رویشی ناشی از مصرف کود ازته یا ضعف عمومی گیاه می باشد. فاز رویشی ناشی از استفاده از ازت باعث آبدار شدن بافت گیاه شده و نسبت C/N را کمتر یا به زبان ساده پوست به گوشت را بیشتر میکند، و همین عامل باعث می شود گیاه شما بزرگ و قوی شده ولی به شما گل نمی دهد ! با دادن کودهای گلدهی میزان گوشت را بیشتر کرده و از شیره گیاهی کاسته می شود. همین امر موجب افزایش گلدهی در همه گیاهان می شود. برای افزایش کیفیت گلها باید هنگام اتمام عمر گل ، غنچه های خشک شده رو از ته بچینید ، تا انرژی گل روی تولید بذر متمرکز نشود ! همینطور برای افزایش کیفیت گلدهی باید از مکمل های غذایی استفاده نمود ، از آنجایی که جذب مواد غذایی و کودهای شیمیایی تابع اسیدیته ی خاک می باشد و درصورت بالاتر رفتن اسیدیته خاک از 7 ، برخی از مواد غذایی قابلیت جذب خود را از دست می دهند  جهت کسب اطلاعات بیشتر و طرح سوال کلیک کنید .

جهت خرید انواع محصولات کشاورزی اعم از کود ، سم و اقلام کلیک کنید .

جهت بازدید از ویدئو های آموزش کشاورزی رایگان کلیک کنید .

سوال پاسخ داده شده
گذاشتن نظر
شما در حال مشاهده 1 از 1 پاسخ هستید ، برای دیدن همه پاسخها اینجا را کلیک کنید .
پاسخ خود را بنویسید .