3

خاک را   را مدیریت زیستگاه خاک برای افزایش  حاصلخیزی بیولوژیک  خاک را شرح دهید؟

مدیریت زیستگاه خاک برای افزایش  حاصلخیزی بیولوژیک  خاک به چه عواملی بستگی دارد 

سوال پاسخ داده شده
گذاشتن نظر
0

خاک را   را مدیریت زیستگاه خاک برای افزایش  حاصلخیزی بیولوژیک  خاک را شرح دهید؟

1- مقدمه

خاک ماتریس پیچیدهای از مواد آلی و معدنی بوده و زیستگاهی برای اجتماع فوقالعاده متنوع میکروارگانیسمها، جانوران و گیاهان است که هر یک از آنها حاصلخیزی و از این رو توان تولیدی اولیه اکوسیستم سکونتگاه خود را تحت تأثیر قرار میدهند. حاصلخیزی خاک به فرآوری سوبستراهای آلی مواد آلی خاک » « (SOM) از طریق زنجیره غذایی خاک بسیار وابسته می باشد ( Swift و ١٩٩٧) بنابراین حفظ یک زیستگاه مناسب خاک به همراه سوبستراهای آلی مکفی از نظر کیفیت و کمیت، برای اجتماعات میکروبی و عناصر غذایی و قابل دسترس کردن آنها برای گیاه ضروری است. در کشاورزی، ما زیستگاه خاک را تغییر میدهیم و از اینرو توانایی اکوسیستم خاک را برای ارائه خدماتی چون تجزیه و چرخه عناصر غذایی برای تولید غذا و فیبر را متأثر میسازیم (Constanza وهمکاران، ١٩٩٧) عملیات مدیریتی خاک همانند خاکورزی میتواند چرخش عناصر توسط موجودات زنده خاک را سادهتر و یا سختتر نماید. عملیات کشت تلفیقی ۴١۶ که تنوع گیاهی (همچون کشتهای در هم، مخلوط، پوششی و جنگل زراعی )را افزایش میدهند و تناوبهای زراعی متنوع (شامل گیاهان زراعی یکساله، دوساله و چند ساله) همراه با خاک ورزی حفاظتی یا بدون خاک ورزی، تو ان بالقوه مدیریت خاک برای افزایش حاصلخیزی بیولوژیک از طریق تغییر کمی و کیفی لاشبرگهای گیاهی (شامل ریشه ها) را افزایش میدهند. کیفیت فیزیکی و شیمیایی بقایای گیاهی، جمیعت و تنوع بخش زنده خاک سرعت تجزیه و در نتیجه حرکت عناصر غذایی از طریق زیر سیستم تجزیه کننده  را تحت تأثیر قرار میدهد ما بر این باوریم که کشاورزان و دیگر مدیران منابع، برای مدیریت زیستگاه خاک با هدف افزایش حاصلخیزی بیولوژیک، باید خاکورزی حفاظتی سازگار یافته یا بدون خاکورزی را به همراه کشتهای متنوع و تناوبهای زراعی در نظر گیرند . این عملیات کلیدهای پایداری کشاورزی میباشند چون در این عملیات ما سعی داریم تا تولید را ادامه دهیم، غذاهای مغذی تولید کرده، از نهادهها به طور مؤثرتر و کارآتر بهره بگیریم، منابع طبیعی از جمله تنوع زیستی را حفظ کنیم و پیامدهای محیطی زیانبار را از کشاورزی کاهش دهیم.

2-زیستگاه مناسب کلیدی برای افزایش حاصلخیزی بیولوژیک خاک

پایداری ساختمان فضای زیستگاه و تأمین مقدار کافی بقایای گیاهی و مواد آلی خاک پایه های افزایش حاصلخیزی بیولوژیک خاک میباشند. ساختمان خاک میتواند اجزاء منابع خاکی و اجزاء جامعه بیولوژیک را از یکدیگر جدا نماید و روابط شکار شکارگر را نیز تغییر دهد . شبکه منافذ خاک تعیین کننده توزیع مکانی و زمانی سوبستراها و بخش زنده خاک می باشد و مسیرهای جریان محلولها و گازها را تأمین میکند. در نهایت در داخل شبکه منافذ قابل زیست، توزیع مکانی لایههای آب و مواد آلی قابل دسترس، کنترل نهایی را بر فرآیندهای میکروبی خاک دارد (Ritz و Young ٢٠٠٠) پیشنهاد شده است که این فرآیندها در مقیاس کوچک توسط خاکورزی، ریشههای در حال رشد و تغییر زیستگاه بوسیله درشت جانورگان (کرمهای خاکی، موریانه ها و مورچه ها) کنترل میشوند که نشانگر اهمیت روابط بین بخش زنده خاک، گیاهان و عملیات مدیریت خاک به صورت تنظیم فرآیندهای خاک میباشد.

هندسه و پایداری زیستگاه خاک اغلب بوسیله عملکرد بخش زنده خاک تعیین میگردد فرآیندهای خاکی که بر مناسببودن زیستگاه برای سایر موجودات زنده و منجمله گیاهان تأثیر گذارند توسط مهندسین اکوسیستم تعدیل و تنظیم می گردند پیشنهاد کردند که از نقطه نظر تکاملی و وراثتی، خصوصیات موجود زنده معین که موجب بهبود محیط زیست و یا موفقیت تولید مثل آن میگردد، احتمالاً برای دیگر موجودات زنده نیز مفید خواهد بود. موجودات زنده خاک، به طور مداوم زیستگاه خود را به نفع خود تغییر می دهند؛ کرمهای خاکی و میکروارگانیسمهای خاک به ترتیب این عمل را در مقیاسهای بزرگ و کوچک انجام میدهند. برای مثال بخشی از فعالیت بیم هرگان خاک که منجر به افزایش پایداری مواد آلی خاک میگردد میتواند برای بهبود خصوصیت زیستگاه خود باشد ( Wolters ٢٠٠٠) احتمالاً برای بررسی پیامدهای رفتار موجودات زنده در تغییر محل زیستگاه خود و تأثیر آنها بر اثرات متقابل بین خاک، گیاه و موجودات و چگونگی اثر پذیری این روابط بوسیله کشت و کار و عملیات مدیریت خاک، زمان نسبتاً زیادی مورد نیاز میباشد گیاهان نیز میتوانند موجودات زنده خاک و مناسب بودن زیستگاههای آنها را از طریق ورود سطحی و زیرسطحی عمقی بقایا و تراوه های ریشه ای و همچنین از طریق برداشت و توزیع مجدد آب و عناصر معدنی طی جذب ریشه متأثر سازند. پر واضح است که هر عامل یا روش مدیریت خاک که بتواند کمیت و کیفیت مواد آلی ورودی به خاک اعم از بقایای گیاهی و یا تراوههای ریشهای را تغییر دهد، بطور مؤثری اجتماع بیولوژیک خاک را تغییر خواهد داد. این امر پیامدهای زیادی (اعم از منفی یا مثبت) را برای زیستگاه خاک به دنبال خواهد داشت، که بسیاری از این عوامل میتوانند سبب محدودیت رشد و جذب عناصر غذایی توسط گیاه و همچنین کمیت و کیفیت بقایای گیاهی برگشتی به خاک شوند. بنابراین عملیات مدیریتی که تأمینکننده مشارکت بین گیاهان، موجودات زنده خاک و خاک به عنوان یک زیستگاه باشد می تواند سبب افزایش حاصلخیزی بیولوژیک خاک گردد.

3- ارزیابی یک زیستگاه مناسب و حاصلخیزی بیولوژیک خاک

یک زیستگاه مناسب برای هر موجود زنده بوسیله ساختمان فیزیکی و خصوصیات زیستی آن تعیین میگردد. شاخص اولیه مدیریت پایدار اراضی، ارزیابی سلامت خاک و جهت تغییرات آن با زمان میباشد( Karlen و همکاران،١٩٩٧ ) تحقق این امر مستلزم وجود روشی راحت و قابل اعتماد برای اندازهگیری تغییرات رخ داده در ساختمان خاک و خصوصیات زیستی است که منعکسکننده تغییرات زیستگاه مرتبط با تغییرات در کشت و کار و عملیات مدیریت خاک باشد. برای ارزیابی سلامت خاک، اندازهگیری انواع خصوصیات بیولوژیک خاک پیشنهاد شده است (Pankhurst و همکاران، ١٩٩٩) که در این خصوص نباید از حساسیت و اهمیت تجزیههای میکروبی و بیوشیمیایی به عنوان شاخص حاصلخیزی خاک چشم پوشی کرد استفاده از جانوران خاک نیز به عنوان شاخصهای کیفیت خاک مورد توجه قرار گرفته است (Brun de Loby ١٩٩٧؛ Linden و همکاران،١٩٩۴ ). احتمالاً یک مجموعه از شاخص های بیولوژیک وجود دارند که در تضاد با یک موجود زنده کلیدی یا یک اندازه گیری است که منعکس کننده سلامت خاک میباشد. همچنین ممکن است موجودات زنده و اندازهگیری هائی در یک مجموعه از شاخصها وارد گردد که بین خاکها و نواحی اقلیمی متغیر باشد . در بسیاری از موارد لازم است که موجود زندهای مورد توجه قرار گیرد که به تغییر در محیط خود حساس است و تغییراتی مورد سنجش قرار گیرد که در تضاد با سلامت یا کیفیت است. ( Day١٩٩٠ ) در این فصل برای تعیین مناسب بودن زیستگاه و توان بالقوه سودمندی گیاه و سلامت ناشی از افزایش حاصلخیزی بیولوژیک خاک، از تغییرات رخ داده در جمعیت و تنوع گونهای کرم خاکی استفاده شده است. با این وجود ما اذعان داریم که جمعیت و تنوع گونه ای پروتوزئرها نماتدها (Barberchock وNeher  ١٩٩٩؛ Porazinska وهمکاران، ١٩٩٩ ) و انکی ترائیدها نیز میتوانند نشانگر تأثیر عملیات مدیریت خاک بر حاصلخیزی بیولوژیک خاک باشند.

4-کرمهای خاکی به عنوان شاخص ها

با توجه به بحث قبلی اگر ما قصد ایجاد و حفظ چرخه بیولوژیک عناصر غذایی و پایداری ساختمانی زیستگاه خاک مورد نیاز برای افزایش حاصلخیزی بیولوژیک را داشته باشیم بایستی به تأثیر خاکورزی و عملیات زراعی بر کرمهای خاکی توجه بیشتری نمائیم در واقع کرمهای خاکی به عنوان مهندسین اکوسیستم به حساب میآیند و به عنوان شاخصهای سلامت خاک، رشد گیاه و اصلاح اراضی شناخته میشوند آنها میتوانند خواص فیزیکی شیمیایی و بیولوژیک خاک را تغییر داده و در چرخه عناصر غذایی تهویه خاک و نفوذ آب در خاک مؤثر باشند (Ketterings وهمکاران، ١٩٩٧) مطالعات نشان میدهد که کرمهای خاکی همچنین میتوانند بر ترکیب گونهای میکروارگانیسمها، از جمله پرتوزئرهای موجود در خاک و اطراف ریشههای گیاهان تأثیرگذار باشند. چنین اثرات متقابلی، برای چرخه عناصر غذایی و باروری گیاهان بسیار مهم میباشد. (Brown ١٩٩۵).

مسیر حفره کرمهای خاکی (که به دریلوسفر معروف میباشد ) در مقایسه با خاک بیرون حفره، دارای جمعیت بالایی از باکتریهای نیتراتساز میباشد. زیادی نیتروژن قابل دسترس در دریلوسفر سبب تحریک ریشه گیاهان برای تعقیب کانالهای حفر شده توسط کرمهای خاکی میگردد. تشریح رابطه بین ریشه گیاهان و حفرههای ایجاد شده توسط کرمهای خاکی پیچیده است. زیرا تعدادی از ریشههای گیاهان ترجیحاً کانالهای کرمهای خاکی را تعقیب میکنند ولی ریشه بعضی از گیاهان توزیع حفرههای کرم های خاکی را تعیین می کنند جمعیت زیاد کرمهای خاکی به تنهایی به معنی حاصلخیزی مناسب خاک نیست اما در اکوسیستمهای حاره به طور فعالی با ایجاد و حفظ حاصلخیزی خاک ارتباط احتمالاً این نقش کرمهای خاکی در خاکهای دیگر مناطق اقلیمی بیشتر است. با این وجود در جهان خاکهای فوقالعاده حاصلخیزی وجود دارند که احتمالاً به دلیل یخزدگی، وجود موانع فیزیکی برای مهاجرت و یا دلایل ناشناخته دیگر فاقد کرم خاکی میباشند . در چنین خاکهایی احتمالاً بی مهرگان بزرگ دیگری چون انک یترائیدها (vanVliet و همکاران،١٩٩۵) بندپایان کوچک پروتوزترها و یا نماتدها میتوانند شاخصهای با ارزشی برای عملیات مدیریت پایدار اراضی باشند. به نظر میرسد عملیات مدیریت خاک، که جمعیتها و تنوع کرمهای خاکی را ایجاد مینماید و دیگر جانوران خاک که اکوسیستم خاک را تعدیل و تنظیم مینمایند، پیامدهای دراز مدتی بر سلامت و باروری خاک داشته باشند.

5-کاهش برهمزنی خاک برای مدیریت تلفیقی زیستگاه

هزاران سال است که انسان با روشهای مختلف و به منظور بهبود شرایط رشد گیاهان زراعی، خاک را دستکاری مینماید Tull در سال ١٧۵١ اصلاح خواص فیزیکی خاک با استفاده از خاکورزی را به عنوان یک روش منطقی برای افزایش حاصلخیزی و عملکرد محصول مورد اشاره قرار داده است. با وجود این آزمایشهای انجام شده در خصوص مقایسه عملیات خاکورزی نشان داده است که توان تولیدی گیاهان بستگی به خاکورزی مورد استفاده نداشته و بیشتر به محیط خاک بستگی دارد (Carter ١٩٩۴) در دو دهه گذشته انقلابی در عملیات خاکورزی در دنیا به وقوع پیوسته است. با تعریف خاکورزی حفاظتی (شامل خاکورزی کمینه یا کم خاک ورزی) توسط کارتر در سال ١٩٩۴ ، زراعت بدون خاک ورزی به سرعت در جهان مرسوم شد و خاکورزی متداول که برتغییرات شدید خاک (به همخوردگی و زیرو رو شدن ) استوار است جایگاه و جاذبه خود را از دست داد. در ابتدا خاکورزی حفاظتی و بدون خاک ورزی به دلیل نقش آن در کاهش تخریب خاک توسط فرسایش بادی و آبی شکل گرفت. بعلاوه سیستم بدون خاکورزی خاک را از تخریب بیولوژیک نیز حفظ مینماید (Aslam و همکاران،١٩٩٩ ) تأثیرات مفید خاکورزی حفاظتی و بدون خاکورزی در خواص بیولوژیک خاک به خوبی مورد مطالعه قرار گرفته است عملیات زراعی بدون خاک ورزی و به نسبت کمتر خاکورزی حفاظتی سبب حفظ لایه سطحی خاک میگردد که حاوی خاکدانههای غنی از مواد آلی بوده و سبب حفاظت اجزاء بیولوژیک خاک میشود که برای حاصلخیزی خاک و توان تولیدی محصول حائز اهمیت است. عملیات خاکورزی متداول جایگذاری بقایا را تحت تأثیر قرار داده و سبب فروپاشی منافذ و حفرات ایجاد شده توسط حیوانات خاک و ریشههای گیاهان میشود و ظرفیت نگهداری آب و همچنین ظرفیت تبادل گاز و عناصر غذایی خاک را تغییر می دهد . خاک ورزی حفاظتی مخصوصاً بدون خاکورزی (کشت مستقیم) خاک را به زیستگاه مناسبی برای موجودات خاکزی و لاشبرگزی تبدیل مینماید. مطالعات صورت گرفته در استرالیا (field Bucker ١٩٩٢) نیوزیلند(Francis و Knight ١٩٩٣ ) کانادا ایالات متحده امریکا (Parmelee وهمکاران، ١٩٩٠ ) فنلاند (Nuutinen ١٩٩٢) انگلستان (Edwards وLofty ١٩٨٢) و آلمان (Tebrugge وDuring ١٩٩٩) نشان داده است . که جمعیت کرمهای خاکی در خاکهای تحت عملیات بدون خاک ورزی، بطور قابل ملاحظه ای بیشتر از خاکهای تحت عملیات خاکورزی متداول است؛ که این موضوع مؤید عکس العمل مثبت جمعیت کرمهای خاکی به کاهش بر همزنی خاک میباشد. همچنین خاکهای تحت تیمار کم خاکورزی از دمای متعادل، ساختمان بهتر، ماده آلی و فعالیت بیولوژیک بیشتر، اجتماعات زیستی متنوع، ظرفیت بیشتر نگهداری عناصر غذایی و توان آزادسازی تدریجی و پیوسته عناصر برخوردار می باشند.

1-5-انتقال یافتن به سیستمهای کم خاکورزی

خاکورزی حفاظتی، مخصوصاً کشاورزی بدون خاک ورزی به عنوان کلید افزایش پایداری کشاورزی شناخته شده (Papendick وParr ١٩٩٧ ) و مفید بودن آن برای سلامت خاک اثبات شده است. با وجود این برای سازگاری کشاورزان با خاکورزی حفاظتی محدودیت های اجتماعی، اقتصادی و زراعی وجود دارد. برای گذر از خاکورزی معمول به خاکورزی حفاظتی و یا بدون خاکورزی، لازم است که کشاورزان تعدادی از اصول همانند مدیریت تلفیقی علف های هرز، آفات و بیماریها را به کار گرفته و بر عوامل محدود کننده عملکرد که مربوط به بازسازی زیستگاه میباشد غلبه نمایند. در مناطق مرطوب، زیادی بقایای محصولات زراعی می تواند مشکلاتی را برای جوانهزنی و استقرار بذر بوجود آورد. با وجود این، چنین اثراتی امروزه به عنوان یک محدودیت مکانیکی در نظر گرفته میشوند (Carter ١٩٩۴ ) در سیستمهای بدون خاکورزی به دلیل سموم محلول در آب حاصل از بقایا، و یا سموم ناشی از تجزیه میکروبی بقایا، کاهش رشد و بنیه گیاه نیز گزارش شده است (Kimber،١٩۶٧) تغییر ترتیب گیاهان موجود در تناوب میتواند این اثرات را تقلیل دهد (Wolfe وEckert ١٩٩٩ ) این بدین معنی است که فقط کاهش برهمزنی خاک، برای حصول کامل به حاصلخیزی بیولوژیک خاک کافی نیست.

کشاورزان در ایالات متحده آمریکا گزارش کردهاند که بسیاری از مشکلات محدود کننده عملکرد در سالهای اول انتقال به سیستم بدون خاک ورزی، موقتی است در کشاورزی آلمان پیشنهاد شده که است در صورت وجود ماشین آلات مناسب، تناوبهای زراعی متنوع و افزایش آگاهی در خصوص سلامت گیاه، خاکورزی حفاظتی میتواند جایگزین شخم گردد.

به منظور دستیابی به فعالیت بهینه بیولوژیک خاک برای کاهش استقرار موجودات زنده مضر ریزوسفری و تدارک تنوع زیستی کافی برای حفظ توان تولیدی خاک و گیاه، صرف نظر از اقلیم و نوع خاک، مدارک مستندی در خصوص اهمیت تناوبهای زراعی در خاکورزی حفاظتی و مخصوصاً در سیستمهای بدون خاکورزی وجود دارد (Carter ١٩٩۴) در واقع محققین زیادی معتقدند که تناوبهای زراعی و گیاهان میتوانند در سیستم های خاک ورزی حفاظتی و بدون خاکورزی برای حفظ و پایداری عملکرد (Papendick و Parr ١٩٩٧؛ Tebrugge و During ١٩٩٩؛ Hao وهمکاران، ٢٠٠٠ Drinkwater و همکاران، ٢٠٠٠) ،کاهش جمعیت علف های هرز ( Liebman وDyck ١٩٩٣؛  Blackshaw و همکاران، ٢٠٠٠)، افزایش سلامت گیاه ( Vargas-Ayala و همکاران، ٢٠٠٠) و کاهش ریسک زراعی مربوط به انتقال به سیستم بدون خاکورزی، استفاده شوند.

6-گیاهان بطور مستقیم و غیرمستقیم مناسب بودن زیستگاه خاک برای افزایش حاصلخیزی بیولوژیک را تحت تأثیر قرار میدهند.

تناوب زراعی، موجودات زنده خاک را در معرض شرایط زندگی متنوع و انواع گوناگونی از سوبستراها قرار میدهد. گیاهان به طور مستقیم و غیر مستقیم فعالیتهای بخش زنده خاک را تنظیم مینمایند (Swift و Anderson ١٩٩۶) ریشهها ساختمان خاک را بهبود و توزیع عمودی عناصر غذایی، آب و موجودات زنده خاک را تغییر می دهند . کمیت و کیفیت بقایای گیاهی سطحی و زیر سطحی تعیین کننده ترکیب میکروبی و اجتماعات جانوری است که تشکیل خاکدانهها و پایداری یا پایدارزدایی مواد آلی خاک را متأثر میسازند. جمعیتها و فعالیت های شدیداً تحت تأثیر نوع بقایا، تراوه های ریشه ای و « مهندسین اکوسیستم » کرمهای خاکی و  دیگر محصولات حاصل از تجزیه میباشند. بنابراین تناوبهای زراعی متنوع، برای ایجاد یک محیط مناسب برای افزایش حاصلخیزی خاک ضروری است.

1-6-معماری ریشه و بقایای ریشه

تناوبهای زراعی متنوع، طیفی از معماریهای ریشه را عرضه مینمایند. معماری ریشه عامل مهمی است که جذب عناصر غذایی را تحت تأثیر قرار میدهد. الگوی عکسالعمل ریشه به عوامل خاکی چون ساختمان فیزیکی خاک، میتواند برحسب گونههای گیاهی و حتی ژنوتیپها و رقمهای مختلف یک گونه، متفاوت باشد (Zobel١٩٩٢ ) انشعابات ریشه و ریشههای در حال پوسیدگی، پیوستگی بیشتری را به شبکه منافذ خاک اضافه میکنند. رابطهای بین تراکم و توزیع ریشهها با اندازه و تراکم خاکدانهها وجود دارد. با افزایش تراکم خاکدانه، طول ریشه درخاکدانه به صورت نمایی کاهش مییابد و با افزایش اندازه خاکدانهها، رشد ریشهها از درون منافذ ریز به منافذ درشت تغییر مییابد (Frietas de و همکاران، ١٩٩٩) توزیع ریشه میتواند توزیع نماتدها را تحت تأثیر قرار دهد و قطر ریشه میتواند ترکیب گونه ای نماتدها را تعیین کند (Yeates ١٩٨٧) مقدار کربن (C) اختصاص یافته به زیست توده ساختمانی، تنفس و ترشح نیز تحت تأثیر معماری ریشه قرار دارد (Nielsen و همکاران، ١٩٩۴) جمعیتهای میکروبی و معدنی شدن مواد آلی خاک نیز میتواند متأثر از معماری ریشه باشد چون مواد ساختمانی گیاهان و تراوههای گیاهی از سرعتهای تجزیه متفاوتی برخوردار میباشند. ریشههای بجامانده در خاک اغلب منبع ماده آلی فراموش شده در خاک می باشند و معماری ریشه و زیست توده که در بین گونههای گیاهی از اختلاف قابل ملاحظه ای برخوردارند پایداری خاکدانه زیستگاه و دینامیک عناصر غذایی را تحت تأثیر خود قرار می دهند Heal و همکاران (١٩٩٧).اهمیت نقش ریشه در جریان کربن در خاک را نشان دادند و به اندک بودن تحقیقات در خصوص چگونگی نقش بقایای ریشه در جایگزینی مواد آلی خاک در سیستمهای زراعی اشاره کردند. اخیراً گزارش شده است که مواد نشات گرفته از ریشه، نسبت به بقایای نشات گرفته از اندام هوایی، با سرعت بیشتری در خاکدانهها حبس شدهاند و به احتمال زیاد نقش مهمتری در تشکیل مواد هومیک در محل تجمع ریشه ها دارند (Wander و Yang ٢٠٠٠ ) این محققین بعدها به این نتیجه رسیدند که کربن خاک با منشاء آلی ریشه که جزئی از اجزاء مواد آلی و بخش هوموسی خاک شده باشند در مقایسه با کربن آلی خاک نشات گرفته از اندام های هوایی ، از ماندگاری بیشتری برخوردارند. توجه به نقش ریشهها در دینامیک ماده آلی و چرخه عناصر در اکوسیستمهای زراعی از اهمیت ویژهای برخوردار است.

2-6-ریشههای زنده

اختلاف در سرعت تجزیه لاشبرگها و چرخه عناصر غذایی در حضور ریشه های زندهگزارش شده است (Pare وهمکاران، ٢٠٠٠؛  Bottner و همکاران، ١٩٩٩) Pare و همکاران (٢٠٠٠ ) نشان دادند که در حضور گیاه ذرت، ٣٨ درصد از N بقایای اندام هوایی یونجه (Medicago sativa L.) معدنی شد در حالی که در صورت عدم حضور گیاه ذرت این مقدار دردصد بود. شگفت آنکه در مرحله تجزیه سریع اولیه، رقابت بین گیاهان و میکروبها برای نیتروژن معدنی سبب کاهش معدنی شدن C بقایای گیاهی گردید و منجر به کاهش توان تولیدی گیاه شد(Bottner و همکاران، ١٩٩٩) در همین مطالعه معلوم گردید که بعد از ٣ الی ۶ ماه وجود ریشههای زنده سبب تحریک معدنی شدن C موجود در بقایای گیاهی سخت باقیمانده در خاک شد. این نتایج مجدداً اهمیت ریشهها به عنوان منبعی از مواد آلی خاک را تأکید نموده و نشان میدهد که احتمالاً ریشهها تا حدودی از نقش تنظیمکنندهای در چرخه عناصر غذایی برخوردار میباشند. بنابراین ممکن است با انتخاب نوع گونه گیاهی و توالی گیاهان در تناوب، بتوان آزادسازی عناصر غذایی از بقایای گیاهی و جذب آن توسط گیاه بعدی را همزمان نمود.

3-6- تراوههای ریشه

احتمالاً تراوههای ریشه سهل الوصولترین شکل مواد آلی خاک می باشند و یکی از عوامل تعیین کننده در حفظ حاصلخیزی و پایداری ساختمان در خاکهای کشاورزی محسوب میشوند. سن و نوع ریشه و وضعیت تغذیهای گیاه میتواند کمیت و کیفیت تراوه های ریشه را تغییر دهد.متقابلاً فراهمی عناصر غذایی در ریزوسفر نیز متأثر از ترکیب گونهای و فعالیتهای اجتماع زنده خاک میباشد. تراوههای ریشه سوبستراهای پرانرژی میباشند که فراوانی اجتماع میکروبی ریزوسفر و اطراف آن را حمایت میکنند. فعالیت میکروبی در ریزوسفر به طور مستقیم و غیرمستقیم و از طریق تثبیت چرخه نیتروژن، حلالیت فسفر (Clarholm ١٩٩۴) و پیوند دادن ذرات خاک به خاکدانه های بزرگتر مقاوم به آب، در تغذیه گیاه شرکت می نماید (Lee و Foster ١٩٩١). نماتدها وپروتوزئرهای باکتریخوار و قارچخوار جلب شده به ریزوسفر میتوانند به  طور قابل ملاحظه ای سبب افزایش قابلیت دسترسی عناصر غذایی برای گیاهان شوند. برای  مثال نشان داده ش ده است که نماتدها و پروتوزئرهای غیر انگل، سبب افزایش مقدار نیتروژن و زیست توده اندام هوایی شده اند (Neher و Barbercheck ١٩٩٩) همچنین فعالیت زیستی شدید در ریزوسفر، سبب جلب موجودات بزرگتری چون کرمهای خاکی میگردد ( Binet و همکاران، ١٩٩٧) که فعالیت آنها سبب تغییر زیستگاه خاک و متعاقباً منجر به افزایش معدنی شدن نیتروژن می شود.

شواهد به وضوح نشان میدهد که گیاهان میتوانند کمیت و کیفیت سوبسترای کربنی در ریزوسفر را با ترشح تراوهها تنظیم نموده و کلونیزاسیون اختصاصی گیاه توسط میکروارگانیسم های ریزوسفری را متأثر سازند این عمل میتواند سلامت گیاه را تحت تأثیر قرار دهد چون فعالیتهای گروههای معینی از باکتریهای ریزوسفری می تواند برحسب خصوصیات زیستگاه، ژنوتیپ میزبان و سطح میکوریزی، برای رشد گیاه، مضر، مفید و یا خنثی باشد. اجتماع میکروبی ریزوسفر گیاهان میکوریزی بطور قابل ملاحظه ای با اجتماع میکروبی گیاهان غیر میکوریزی تفاوت دارد (Ames و همکاران، ١٩٨۴) که احتمالاً به دلیل وجود مقدار بیشتر مواد فتوسنتزی در ریشه گیاهان میکوریزی است . همچنین مطالعات نشان می دهد که گیاهان میکوریزی در مقایسه با گیاهان غیر میکوریزی از مقدار اسیدهای آمینه و اسیدهای آلی بیشتری در ریشه خود برخوردار میباشند یک مرور کامل در خصوص اثرات متقابل بین تراوههای ریشه، فعالیت میکروبی و چرخه عناصر توسط Grayston و همکاران (١٩٩۶) انجام شده است.

4-6-بقایای گیاهی

گونههای گیاهی مورد استفاده و توالی آنها در تناوب، میتواند کمیت و کیفیت بقایای گیاهی را متأثر سازد. این موضوع به خوبی ثابت شده است که ترکیب شیمیا یی و مقدار لیگنین بقایای گیاهی برحسب نوع گونه گیاهی تغییر مییابد. این امر میتواند جمعیت و تنوع موجودات زنده تجزیه کننده را محدود ساخته و سرعت تجزیه و چرخه عناصر غذایی را تغییر دهد این اعتقاد وجود دارد که بیمهرگان خاک ترجیح می دهند بقایای گیاهی با کیفیت را بلع کنند ثابت کردهاند که بی مهرگان از طریق تحریک فعالیت میکروبی، به طور قابل ملاحظهای بازیافت بقایای گیاهی با کیفیت پائین را افزایش میدهند. بنابراین توانایی بیمهرگان در پایدار سازی و یا پایدارزدایی مواد آلی خاک میتواند بستگی زیادی به کیفیت بقایای گیاهی داشته باشد.

5-6-خلاصه

بطور خلاصه، گیاهان سوبسترا را به صورت بقایا و تراوهها برای موجودات زنده خاک عرضه میکنند تا خاکدانهها را پایدار ساخته و چرخه عناصر غذایی را موجب شوند . جمعیت و تنوع موجودات زنده خاک شدیداً بوسیله کمیت و کیفیت بقایای گیاهی تعیین میگردد. گیاهان به همراه موجودات زنده خاک به طور مداوم در حال تغییر خاک به عنوان یک زیستگاه بوده تا چرخه عناصر غذایی و رشد گیاه را افزایش دهند. بنابراین هر عامل یا عملیات زراعی که مقدار و کیفیت مواد آلی ورودی به خاک را تغییر دهد، فعالیت و دینامیک جمعیت موجودات زنده خاک را نیز تغییر خواهد داد. این عمل به نوبه خود میتواند اثرات کوتاه و بلند مدت مثبت و یا منفی برسلامت گیاه و توان تولیدی آن داشته باشد. جای تأسف است که بقایای گیاهی بیشتر از آنکه به عنوان منبعی برای چرخش عناصر غذایی توسط موجودات تلقی شوند به عنوان مواد مزاحم و یا مادهای که حاوی بیماریها است مورد توجه قرار گرفته اند.

7-در شرایط کم خاکورزی، عملیات زراعی که منجر به حفظ مقدار مناسبی از مواد آلی خاک میشوند کلید احیاء زیستگاه خاک میباشند

برای احیا و افزایش حاصلخیزی بیولوژیک خاکهایی که به صورت سنتی مدیریت شدهاند، لازم است تا میزان عملیات خاکورزی کاهش یافته و مقدار کافی بقایای گیاهی با کیفیت مناسب که به منزله سوخت لازم برای فعالیتهای بیولوژیک میباشد، مهیا گردد. عملیات زراعی که شامل مراتع و گیاهان چند ساله (منجله بقولات) باشد، کمیت و کیفیت مواد آلی خاک را تغییر داده و منجر به پایداری زیستگاه و احیاء جمعیت موجودات زنده خاک میگردد. به عنوان مثال برای حفظ جوامع و تنوع درشت جانورگان لاشبرگی همانند کرمهای خاکی ، در خاک لازم است تا منبعی از لاشبرگ گیاهی تازه به طور مداوم وارد خاک گردد ساپروفاژها تقریباً ١۵ تا ٣٠ درصد از مواد آلی ورودی سالیانه را مصرف میکنند و الیگوکتها همانند کرمهای خاکی و انکیترائیدها بیشترین سهم را به خود تخصیص میدهند (Wolters ٢٠٠٠) کرمهای خاکی فعالیت میکروبی را تحریک میکنند و میتوانند بازیافت کربن را سرعت بخشیده و در صورتی که مقدار کافی لاشبرگ و مواد آلی در خاک موجود نباشد، سبب از دست رفتن کربن خاک شوند. بنابراین لازم است که هزینه فعالیت کرمهای خاکی در خصوص کربن آلی در سیستم های زراعی منظور گردد این مثال همچنین نیاز به پایش و مدیریت کمیت و کیفیت مواد آلی خاک ورودی به سیستمهای کشاورزی برای حفظ حاصلخیزی بیولوژیک را نشان میدهد.

7-1-گیاهان چند ساله و مرتعی

Wardle و همکاران (١٩٩٩) با مطالعه یک کشت طولانی مدت، نشان دادند که بندپایان خاک بیشترین عکسالعمل را به عملیات زراعی و مدیریتی خاک نشان میدهند که سبب تغییر طبیعت و کیفیت سوبسترای ورودی به خاک میگردد. معلوم شده است که وارد کردن گیاهان چند ساله و یا ایجاد مرتع در تناوب، سبب احیاء سلامت و زیستگاه خاک می شود مرتع کوتاه مدت (تا ۵ سال) میتواند تأثیر مثبتی بر کمیت و کیفیت مواد آلی خاک داشته باشد که این اثرات مربوط به حاصلخیزی نیتروژن و پایداری ساختمان خاک میباشد(Haynes ١٩٩٩). جمعیت و تنوع گونهای کرمهای خاکی نیز به طور قابل ملاحظهای در مرتع (Baker و همکاران،١٩٩٩)  و فازهای مرتعی در تناوب ( Haynes ١٩٩٩؛ Fraser و همکاران، ١٩٩۶)افزایش مییابد. در تمامی موارد افزایش جمعیت و تنوع ناشی از افزایش مقدار ماده آلی افزوده شده به خاک در اراضی تحت مرتع، در مقایسه با اراضی تحت کشت فشرده بیشتر است. به نظر میرسد که حفظ مقدار کافی از مواد آلی در خاک میتواند سبب افزایش مقاومت موجودات زنده خاک و فرآیندها نسبت به تخریب گردد. همچنین مرتع و یا مرحله کشت گیاهان چند ساله در تناوب، نشانگر مرحلهای از کشت و کار است که بر همزنی خاک حداقل بوده و موجودات زنده خاک از آن سود میبرند و همچنین بیشترین شباهت را به عملیات بدون خاکورزی دارد.

2-7-گیاهان پوششی

استفاده از گیاهان پوششی و مالچهای زنده در تناوب، عملیات زراعی مؤثری برای افزایش مواد آلی خاک میباشد که بر حسب گونه گیاه مورد استفاده، آنها میتوانند علفهای هرز (Blackshaw و همکاران، ٢٠٠٠) و همچنین حشرات (Vandermeer ١٩٩۵) را کنترل کنند . با وجود این، تنوع متابولیتهای میکروبی در مراتع و قسمتهای زیر پوشش گیاهان چند ساله، در مقایسه با تناوبهای زراعی یکساله و از جمله بقولات پوششی، به دلیل خاکورزی بیشتر افزایش مییابد (Bending و همکاران، ٢٠٠٠)متأسفانه کشت گیاهان پوششی اغلب با عملیات خاکورزی گستردهای برای مخلوط کردن بقایای گیاهی (کود سبزدهی) همراه است . در مقابل، خاکورزی همیشه برای حداکثر بهره مندی زیستی و چرخه عناصر غذایی ضرورت ندارد.

افزایش تنوع بقایا و مقدار مواد آلی خاک با استفاده از گیاهان پوششی غلات و بق ولات در سیستم کم خاکورزی، دارای پتانسیل افزایش جمعیت و تنوع موجودات زنده خاک نیز میباشد. در واقع تراکم زیاد بندپایان کوچک با ورودیهای بیشتر ماده آلی خاک از طریق گیاهان پوششی و شبدر کشت شده زیر غلات همبستگی دارد (Axelsen و Kristensen ٢٠٠٠) البته هنوز در خصوص اثرات متقابل بین گیاهان پوششی، موجودات زنده خاک و ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاک کمبود اطلاعات وجود دارد. این فقدان اطلاعات سبب شده است تا پیش بینی بهترین زمان و مکان عملکرد گیاهان پوششی مشکل باشد (Vandermeer ١٩٩۵).

3-7-جنگل زراعی

نشان داده شده است که بقایای برگها و سوبسترای آلی ریشه های درخت به همراه ریشه های گیاه زراعی مربوط به عملیات جنگل زراعی، سبب افزایش مواد آلی خاک، تحریک فعالیت میکروبی و افزایش ذخایر عناصر غذایی خاک می گردند (Chander و همکاران، ١٩٩٨؛ Seiter وهمکاران، ١٩٩٩ ) همچنین ریشههای نازک درختان در سیستمهای زراعت راهروی به دلیل تجزیه و رهاسازی سریعتر N و P آنها نسبت به برگها، میتوانند تأثیر قابل ملاحظهای بر چرخه عناصر غذایی داشته باشند برخلاف مناطق معتدله، هرس درختان در مناطق حاره میتواند بطور قابل ملاحظهای سبب افزایش مقدار مواد آلی خاک و چرخه عناصر غذایی گردد نگهداری زیستگاه های نیمه طبیعی چون نوارهائی از درختان، برای حفظ باکتریها، قارچ و حشرات مفید سود مضاعفی محسوب میشود.

8- اصلاح گیاهان برای خاکهای با فعالیت بیولوژیک زیاد در خاکورزی حفاظتی

هرچه کشاورزان و مدیران منابع به خاک ورزی حفاظتی و بدون خاک ورزی روی  میآورند، به همراه آن میبایستی روی آوردن به کشاورزی کم نهاده را نیز مد نظر قرار دهند . مصرف کنندگان و عموم مردم تمایل به مصرف مواد غذایی دارند که با روش پذیرفته شده از نظر مسائل زیست محیطی و با حداقل مواد شیمیایی تولید شده باشند. با عنایت به تفاوتهای موجود در نحوه چرخه عناصر غذایی در سیستم با خاکورزی و بدون خاک ورزی، دسترسی به ارقام زراعی، مخصوصاً انواع اصلاح شده برای جذب کارآتر عناصر غذایی در شرایط کم نهاده یا بدون مصرف مواد شیمیایی در شرایط کم خاکورزی از مزایای بیشتری برای تولید کننده برخوردار میباشد.(Beare ١٩٩٧) سیستمهای بدون خاک ورزی به معدنی شدن کمتر و حفظ بیشتر نیتروژن تمایل دارند و در مقایسه با سیستمهای خاکورزی، فعالیت موجودات زنده خاک در آنها بیشتر وابسته به فصل میباشند (Beare ١٩٩٧) این گیاهان می توانند از عناصر غذایی قابل استفاده شده در سرتاسر زنجیره غذایی خاک استفاده نمایند و با شرایط کشت توام یا مخلوط سازپذیرند. به نژادی گیاه، اغلب رشد ریشه را برای رشد اندام هوایی و تولید دانه در نظر می گیرد Klepper (١٩٩٢) نتیجه گیری نموده است که لازم است برنامههای به نژادی، طراحی سیستمهای ریشهای گیاهان و صفاتی را که موجب افزایش فرآیندهای ریزوسفری میشوند را مورد توجه قرار دهند. نامبرده همچنین پیشنهاد کرده است که مدیران کشاورزی برای توزیع بهتر سیستم ریشهای در خاکرخ و بهینهسازی ظرفیت ریشهها برای جذب آب و عناصر غذایی، به استفاده بیشتر از سیستمهای کشت مخلوط و تناوبهای متنوعتر روی آورند. برای مثال وقتی با استفاده از سیستمهای کشت مخلوط و توام و عملیات جنگل زراعی، پوشش گیاهی مناسبی را در سطح خاک ایجاد مینمائیم در واقع ما یک پوشش ریشهای مناسبی را در داخل خاک نیز بوجود میآوریم (Klepper ١٩٩٢) معماری ریشه میتواند پروفیل عمودی عناصر غذایی و الگوی توزیع عناصر غذایی در طول ریشه را شکل دهد (Jobbagy و Jackson ٢٠٠١) این تغییر در لایهبندی عمودی ریشهها و عناصر غذایی احتمالاً باعث تشکیل یک لایه مکملی از مواد آلی میشود که توزیع مکانی جامعه ریزوسفری را تحت تأثیر قرار میدهد. بنابراین شبکه غذایی خاک به صورت عمودیتر شکل میگیرد، همچنانکه خاکدانه ها زیستگاه خاک را برای رشد و جذب عناصر غذایی مناسبتر مینمایند. برای حداکثر بهرهمندی از پوشش ریشه ای تشکیل یافته، لازم است اطلاعات کافی از رابطه بین ژنتیک گیاه با معماری ریشه و مقدار و کیفیت تراوههای ریشهای گیاه، موجود باشد. بدیهی است این اطلاعات در صورتی که هدف ما اصلاح ریزوسفر برای افزایش توان تولیدی محصول و همچنین ارتقاء خواص خاک مورد نظر باشد بسیار حیاتی خواهد بود. تراوههای ریشهای در تعدادی از غلات پیشرفته و گیاهان مرتعی مورد مطالعه قرار گرفته است. با این حال مطالعات بسیار معدودی وجود دارد که رابطه بین ارقام پیشرفته را با والدین خود مورد مقایسه قرار دهد، بنابراین اگر انتخاب گیاه موجب تغییر سهم جذب در بین اندامهای هوایی،ریشه ها و ریزوسفر نیز شده باشد ما از چگونگی آن اطلاعی نداریم ( Hoffman و Carroll ١٩٩۵)این موضوع در مورد گیاهان تراریخته (Altieri ٢٠٠٠) نیز مصادیقی دارد که اطلاعات ما در این خصوص بسیار محدودتر میباشد. گزارشها نشان میدهد که گندم وحشی و گندم تتراپلوئید در مقایسه با گندمهای هگزاپلوئید مقدار نسبتاً بیشتری از مواد پرورده را پس از گل شگفتگی به ریشه های خود گسیل میکنند ( Hoffman وCarroll  ١٩٩۵) ارقام بومی اولیهای که انواع گندم پیشرفته از آنها بوجود آمدهاند در مقایسه با انواع ارقام جدید بوجود آمده، وابستگی بیشتری به همزیستیهایی همانند میکوریز دارند (Hetrick وBloom  ١٩٨٣). بسیاری از ارقام اصلاح شده، در شرایط ایدهال رشد یافتهاند یعنی جائی که بین گیاهان رقابت برای عناصر غذایی، آب، فضا و نور وجود ندارد. بنابراین همزیستها مزیت رقابتگری را به آنها عرضه نخواهند کرد Parke و Kaeppler (٢٠٠٠) به این نتیجه رسیدند که متخصصین به نژادی بایستی در موقع انتخاب ژرمپلاسم، نقش میکوریزها را در جذب عناصر غذایی، مقاومت به خشکی و مقاومت در مقابل بیماریها مورد ارزیابی قرار دهند و نهایتاً به هنگام اصلاح ارقام جدید ژنهای مسئول کلونیزاسیون میکوریزی و درجه عکسالعمل را نیز تعیین نمایند. این موضوع به ما اجازه خواهد داد تا ضمن بهرهبرداری از همزیستی میکوریزی از مزایای مترتب با آن در ریزوسفر، مانند افزایش جذب عناصر غذایی و پایداری ساختمان زیستگاه در سیستمهای کشاورزی کم نهاده نیز استفاده نمائیم. بنابراین نیاز است تا تلاشها به سمتی معطوف گردد که گیاهان اصلاح شده از ریشههای با ویژگیها و خصوصیات زیر برخوردار باشند: به حداقل برهمزنی خاک سازگار شده باشند، به همزیستیهای میکروبی مفید واکنش نشان داده و آن را افزایش دهند و برای حفظ مقدار کافی سطح ماده آلی خاک، حداقل مقدار ریشه و زیست توده هوایی مورد نیاز را تولید نمایند.

9-دورنمای کلی سیستم در مدیریت زیستگاه خاک

تعداد زیادی مقاله علمی در دفاع از استراتژی های مدیریت سیستم زراعی (آلی، زیستپویا ، کم نهاده، جایگرین ) وجود دارد که دیدگاه بومشناسی تری را برای کشاورزی ترویج مینمایند (فصل ١٢ را ببینید). تمامی این سیستمها در نظر دارند تا با حفظ یا افزایشمواد آلی خاک، سبب افزایش فعالیت بیولوژیک و بهینهسازی چرخه عناصر غذایی گردند . آگاهی از ساختار و عملکرد زنجیرههای غذایی زیرسطح خاک و تغییرات مکانی و زمانی آن برای فهم پتانسیل عملیات کشاورزی در جهت حفظ حاصلخیزی و توان تولیدی خاک اس اسی است (Beare ١٩٩٧) در حالت ایدهال سیستمهای کشاورزی باید در جهت حفظ تمامیت ساختمان زیستگاه، افزایش مواد آلی، بهینهسازی نسبت C/N در مواد آلی، استفاده از گیاهان پوششی و یا توالی محصول در جهت هماهنگی آزادسازی عناصر غذایی با جذب گیاه، مدیریت شود. مقدار و کیفیت ماده آلی وارد شده به خاک و بر همزنی خاک عواملی هستند که تأثیر بسیار زیادی بر موجودات خاک دارند (Swift ١٩٩۴) و موجودات خاک کلیدیترین نقش را در فرآیند تجزیه عناصر و چرخه عناصر غذایی دارند. فهم روابط بین فراوانی مکانی و زمانی و تنوع جوامع زیستی و اثرات آنها بر زیستگاه، مواد آلی و چرخه عناصر، برای طراحی عملیات مدیریت خاک بسیار اساسی است (Lavelle ٢٠٠٠) مدلهای اکوسیستمهای زراعی طراحی شده توسط Lavelle (٢٠٠٠ )، جایگاه خاصی را برای ساختمان خاک قائل شده است، ولی تمرکز اصلی را بر ساختمانهای زیست زا فضولات و یا ساختمانهای آلی معدنی (همانند فضله دانهها) تولید شده بوسیله بیمهرگان (به عنوان اجزاء ساختمان خاک که زیستگاه را در جهت مناسبتر شدن برای رشد گیاه پیش میبرند) قرار دادهاند.

عملیات مدیریت محصول و خاک باید به صورت مدل مورد توجه قرار گیرد تا بتوان خاکهای کشاورزی را در اکوسیستمهای طبیعی شبیه سازی نمود (Piper ١٩٩٩ Soule و Piper ١٩٩٢) و چرخه عناصر غذایی و فعالیتهای موجودات خاک را برای ساخت زیستگاه خاک بهینهسازی نمود ( Neher ١٩٩٩) این به معنی حداقل خاکورزی و مصرف آفتکش و تأکید بر محصولات زراعی دائمی و سازنده مواد آلی در تناوب، مصرف کود حیوانی و کمپوست برای افزایش ماده آلی و هماهنگسازی آزادسازی عناصر غذایی و قابلیت دسترسی به آب بر حسب نیاز گیاه میباشد.

10- نتیجه گیری

عملیات زراعی که سبب حفظ تمامیت زیستگاه خاک وینهترین مقدار و انواع بقایای گیاهی برای حفظ پایدار موجودات خاک باشد مطمئنا سبب افزایش حاصلخیزی بیولوژیک خاک خواهد گردید. فراهمی و آلی شدن عناصر غذایی در رابطه با پایداری مواد آلی خاک در سیستمهای زراعی وظیفه عمده عملیات زراعی و مدیریت خاک میباشد. توانایی کشاورزان و مدیران مزارع برای انتقال به یک سیستم زراعی بیشتر متکی به حاصلخیزی بیولوژیک خاک بوده و نیازمند اطلاعات کافی از فرایندهای ریزوسفری و چگونگی عمل زنجیرههای غذایی خاک در این اکوسیستمها میباشد.

منبع :

  • وزارت جهاد کشاورزی سازمان تحقیقات ، آموزش و ترویج کشاورزی مرکز اطلاعات و مدارک علمی

جهت خرید انواع خاک مناسب برای بستر های کشاورزی و نیز خاک های مناسب گیاهان زینتی به صورت بسته بندی به بستر عرضه خاک و مشتقات وارد شوید . بستر خاک و مشتقات

جهت تماشای ویدئوی آموزشی رایگان وارد بستر مرکز آموزش شوید . بستر مرکز آموزش ویدئویی

سوال پاسخ داده شده
گذاشتن نظر
شما در حال مشاهده 1 از 1 پاسخ هستید ، برای دیدن همه پاسخها اینجا را کلیک کنید .
پاسخ خود را بنویسید .