بازدید: 55ایران-اسلام
0

اسلامی بودن الگو

سوال پاسخ داده شده
گذاشتن نظر
1

اسلامی بودن الگو

الگوی اسلامی پیشرفت ، الگویی است که مبتنی بر مبانی معرفت شناختی و هستی شناختی اسلامی و در چارچوب حقوق و اخلاق اسلامی باشد . در هستی شناسی اسلامی ، واقعیت به دو قسم مادی و مجرد تقسیم می شود و جهان از دو نظام علی و معلولی مادی و ممجرد تشکیل شده است که با یکدیگر هماهنگند و ندبیر هردو به دست خداوند متعال انجام می شود .

در فلسفه اسلامی ابزار های شناخت عبارتند از : حس و عقل و قلب . ادراکات شهودی که به وسیله قلب درک می شود و عقل ، تصدیقات و مفاهیم ثانویه فلسفی و منطقی را درک می کند و حس ، زمینه ساز درک مفاهیم حسی است . در خداشناسی ، لیبرالیسم معتقد به اصل دئیسم است .

بر اساس فلسفه دئیسم ، خداوند منشا جهان هستی است و طبعیت را بر اساس قانونمندی هایی ، چنان به وجود اورده است که بصورت خودکار به حیات خود ادامه می دهد . در این بینش ، خداوند پس از خلقت به هیچ وجه در امور جهان دخالت نمی کند ؛ زیرا قوانین طبعی که به وسیله افریدگار در طبعیت گنجانده شدع ، چنان امور را پیش می برد که بهترین وضعیت به وجود می اید . البته قانونمندی ، ویژه طبیعت نیست و قوانین معتبر جاودانی و جهانی بر کلیه پدیده های اجتماعی نیز مسلط است . در این فلسفه ، خداوند مانند ساعت سازی است که پس از ساختن ساعت و راه اندازی اش ، ان را رها می کند . بدین ترتیب ، خداوند در چهره معماری بازنشسته نمایان می شود ؛ معماری که پس از خلقت ، کناری رفته ، تنها به نظاره ساختمان باشکوهی که افریده است ، بسند می کند . روشن است که انکار خداوند یا قائل شدن به عدم دخالت او در جهان هستی پس از افرینش ان ، مخالف نگرش اسلامی است .

از دیدگاه قران ، خداوند نه تنها افریننده و  مالک جهان است ، بلکه پرورش دهنده و نگاه دارنده ان نیز به شمار می رود ؛ او به همه ذرات هستی احاطه علمی و وجودی دارد و برپادارنده همه چیز است ؛ اگر لحظه ای عنایت خود را از این جهان بردارد ، این جهان به کلی نابود می شود ؛ خداوند علت ایجاد و بقای جهان است ؛ هدایت تکوینی همه موجودات و نیز هدایت تشریعی انسان به دست اوست ؛ او روزی افریده ها را به وسیله اسباب مادی و غیر مادی ، تقدیر می کند . اینتصویر از خداوند با تصویر معمار بازنشسته ای که لیبرالیسم از خدا ارائه میدهد ، یه کلی کتفاوت است و انسان در جهان بینی لیبرالیستی دارای ویژگی های فردگرایانه است. در این جهان بینی ، انسان موجود واحدی است که مالک وجود و اموال خویش است ؛ امیالش اهداف . ارزش های او را بر می گزیند عقلش راه دستیابی به ان اهداف را به خوبی نشان میدهد . مموجودی که در شناخت حقیقت تنها به تجربه خود تکیه می کند ، به پذیرش فرمان های اخلاقی دین ، جامعه یا دولت ملزم نیست و تنها از امیال خویش فرمان می پذیرد .

در نگرش اسلامی ، انسان موجودی دو بعدی است : یک بعد مادی دارد و یک یعد مجرد و غیر مادی . بعد مادی انسان بدن است و بعد مجردش روح . در نگرش اسلامی ، انسان دارای اراده و اختیار است . اگر انسان مجبور بود ، ارسال رسل لزومی نداشت و حساب و کتاب در قیامت بی معنا بود ، حتی در این دنیا نیز وضع قانون و ممجازات مجرمان منطقی نداشت . قران کریم در ایات زیادی به روش های گوناگون به اختیار انسان در گزینش راه درست یا غلط تصریح کرده است . انسان می تواند عقل خود را بر تمایلات حیوانی اش حاکم کرده ، راه کمال را بپیماید و میتواند شهوات را حاکم وجود خود ساخته ، عقل را به اسارت او دراورده و از قله رفیع انسانیت سقوط کند . بر این اساس ، انسان نه تنها ناگزیر بهیروی از تمایلات حیوانی نیست ؛ بلکه کمالش در حاکمیت خود بر غرایز است .

منبع : qzparadise.ir

سوال پاسخ داده شده
گذاشتن نظر
پاسخ خود را بنویسید .